اهمیت عزت نفس و اعتماد به نفس

به نام خداوند بخشنده مهربان

سلام به تو دوست عزیزم که با عشق و محبت همراه علی خلیلی فر هستی.

خیلی خوشحالم که به سایت علی خلیلی فر تشریف آورده اید.

 

عزت نفس و اعتماد به نفس

یکی از مهم ترین علت های موفقیت در هنر عزت نفس یا اعتماد به نفس افراد است.

 

این جمله به چه معناست؟

یعنی شما زمانی که می خواهید کاری را شروع کنید باورهایی در ذهن شما به وجود می آید که اجازه نمی دهد شما شروع به فعالیت کنید و مسیر هنری شما روز به روز به پیشرفت برسد و بتوانید آن مسیر را ادامه دهید.

 

وقتی که شما یک اثر هنری را به وجود می آورید، ذهن شما بمباران افکاری می شود که از طرف اطرافیان، دوستان و آشنایانتان به شما می رسد؛که به شما می گویند:

شما نمی توانید به این سطح از موفقیت برسید و اگر حتی بخواهید به موفقیت برسید عده ای می آیند و ایده شما را می دزدند، خیلی ها می آیند و افکار شما را می دزدند.

 

این تفکرات مانند یک سد و باوری می شوند که شما نمی خواهید رو به جلو حرکت کنید.

زمانی که به این سطح برسید یعنی شما عزت نفس و اعتماد به نفس در هنر و شخصیت خودتان را ندارید!

 

شما باید آنقدر به خودتان اعتماد داشته باشید و آنقدر عزت نفس داشته باشید که حتی اگر از آثار شما کپی کردند و از آثار شما استفاده شد، به این باور برسید که من خلاقیت های نامحدودی در ذهنم دارم.

 

شما وقتی که تفکر و خط مشی خودتان را داشته باشید به هیچ عنوان از کپی کردن و اینکه شخص دیگری بیاید و از آثار شما استفاده کند ترسی ندارید.

 

خیلی از مواقع می بینم که صحبت های من به صورت متن شده است.

خیلی از افرادی که در اینستاگرام فعالیت دارند، صحبتهای من را به صورت جملات کوتاه می آورند و در مورد آن صحبت می کنند.

خیلی از دوستان به من می گویند: علی این افراد صحبت های تو را کپی کردند،

 

آیا تو ناراحت نمی شوی؟

می گویم خیر!

به دلیل اینکه نه فقط آن شخص، بلکه هر شخص دیگری در کل جهان، اگر از صحبت های من استفاده کند وقتی در فرکانس افکاری من وجود نداشته باشد، آن تاثیر گذاری صحبت های من را نخواهد داشت.

 

به دلیل اینکه صحبت هایی که من انجام می دهم از یک باور و از اعتماد به نفس و عزت نفس من به وجود می آیند.

 

عزت نفس درونی

وقتی که شما این عزت نفس درونی را داشته باشید، این عزت نفس و اعتماد به نفس یک مسئله درونی است.

صحبت های من، کلامی از من و نوشته های من تاثیر گذار است به دلیل اینکه پشت تمام این افکار، سخن ها و نوشته ها یک باور است، یک تغییر و تحول است و هیچ شخصی به هیچ عنوان نمی تواند غیر از خود من از آنها استفاده کند.

 

یعنی مالکیت آنها برای من است.

اگر تاثیر گذاری بالایی دارد، به دلیل این است که بر اساس یک تفکر، یک احساس درونی، یک اتصال و فرکانسی است که من به آن سطح از باور و افکار رسیده ام و می توانم آن تاثیرگذاری در سخنرانی و صحبت کردن را افزایش دهم.

 

به همین علت است که خیلی از صحبتهای من به دل همه می نشیند، جذابیت دارد و عمق وجود هنر را در افراد بیدار می کند.

 

زمانی که شما کاری را از صفر، خودتان شروع کنید و مسائل را با وجود خودتان کشف کنید و به وجود بیاورید، یک باور درونی، یک عزت نفس درونی و یک اعتماد به نفس درونی برای شما به وجود می آید.

 

ترس از کپی شدن نداشته باشید

چه اهمیتی دارد، وقتی که آثار شما را کپی کرده اند؟

مگر شما در طول عمرتان یک اثر هنری می توانید به وجود بیاورید؟

 

اگر عزت نفس و اعتماد به نفس داشته باشید باید خوشحال شوید و به خودتان بگویید که اتفاقا این افراد مشغول تبلیغ من هستند و هر روز من را بزرگتر می کنند.

 

آن ها افکار من، ایده و هنر من را زودتر پخش می کنند و همه زودتر با من آشنا می شوند.

هر وقت دیدید که در جایی کارتان کپی شد و تخریبتان کردند، به شما بی احترامی و توهین شد، خیلی باید خوشحال باشید.

خیلی باید از زندگی لذت ببرید به دلیل اینکه این افراد باعث می شوند که شما موفق تر شوید و پیشرفت بیشتری داشته باشید و خلاقیت های بیشتری را به وجود بیاورید.

 

می پرسند: خیلی ها آثار ما را به نام خودشان ثبت می کنند، آن زمان چه کاری از دست ما بر می آید؟

 

وقتی که آثار من را شخص دیگری به نام خودش ثبت کند، من باید چه کار کنم؟

چه توانی دارم؟

یک اثر دیگر هم خلق می کنم و یک نفر دیگر می آید و به نام خودش می زند.

یا اینکه من دیگر نمی توانم این اثر و هنرم را به نمایش بگذارم.

 

باید چه کار کر ؟

من در جواب به شما می گویم:

زمانی که آثاری از شما کپی می شود و به امضای افراد دیگر می رود باید خودتان را تحسین کنید.

به دلیل اینکه شما قدم اول را محکم برداشته اید

و آن قدر اثر شما تاثیر گذار و خوب بوده که کپی شده است

و شخص دیگری اسم خودش را زیر آن کار زده است.

 

اگر شما فرد خلاقی نبودید، اگر قوی نبودید

چه دلیلی داشت که شخص دیگری بیاید و از اثر هنری شما استفاده کند و اسمش را ثبت کند.

این قدم اول است.

 

خط مشی هنری خود را پیدا کنید

قدم دوم این است که شما خط و مشی هنری خودتان را پیدا کنید.

اگر خلاقیت خودتان را پیگیری و پیدا کنید، هر چقدر شما جلوتر بروید پیشرفت شما بیشتر می شود.

برای شما مثالی می زنم، استاد رضا عابدینی معمولا تمام پوسترهایشان تایپوگرافی است.

حالا شخصی می آید و از ایده ایشان استفاده می کند و در پوستر هایش از متن و حروف استفاده می کند.

 

چه اتفاقی می افتد؟

شما ذهنیتتان به سمت استاد رضا عابدینی می رود،

 

درست است؟

یعنی حتی اگر کل جهان از این ایده استفاده کنند امضای هنر ایشان نمایان است.

 

شما زمانی که خط فکری خودتان را پیدا کنید، مثل هزاران استاد دیگر  استاد ممیز، استاد قباد شیوا، استاد شجریان هر چقدر هم دیگران تلاش کنند نمی توانند خط فکری شما را بدست بیاورند به خاطر اینکه امضای هنر شما، ذهن و خلاقیت شما در آثارتان نمایان است.

هر چقدر افراد از آثار شما سو استفاده کنند و هر چقدر بخواهند آثار شما را کپی کنند نمی توانند ذهن و خلاقیت های شما را کپی کنند.

 

در وجود شما بی نهایت خلاقیت است و اگر آثار شما هم کپی می شود باید خیلی خوشحال باشید.

به خاطر اینکه مسیر شما هموارتر می شود.

زمانی که از اثر شما کپی می شود، اتفاقا می توانید نظرات افراد مختلف، در مورد آن اثر را ببینید و نقاط قوت و ضعف های خودتان را پیدا کنید و از آنها درس بگیرید.

این بزرگترین درس است، که می توانید ضعف های خودتان را پیدا کنید.

 

شما خیلی باید خوشحال باشید که اثرتان کپی می شود به دلیل اینکه هر روز می توانید خلاقیت ها و تاثیر گذاریتان در آثار را بیشتر و بیشتر کنید و هر روز اثر متفاوت تری را به وجود بیاورید.

 

اگر قرار باشد که وقتی از اثری هنریتان کپی می شود بنشینید و دیگر تلاش نکنید پس شما عاشق نیستید!

شما خلاقیت و عزت نفس ندارید و اعتماد به نفس درونی هنریتان را ندارید.

باید خوشحال باشید که افراد دیگر می آیند و از اثر شما استفاده می کنند.

 

دنیا را متحول کنید

در شرکت اپل زمانی که استیو جابز اولین سیستم عامل ویندوز یا همان مکینتاش یا آی او اس را به وجود آورد بیل گیتس آمد و از کار او به قول خودش کپی یا دزدی کرد.

 

آیا استیو جابز ناراحت شد؟

آیا او دیگر تلاش نکرد؟

بله! او ناراحت شد. با بیل گیتس تماس گرفت و با بدترین کلمات هم با او صحبت کرد

 

ولی چه اتفاقی افتاد؟

او سدها را کنار گذاشت، به خودش آرامش داد و گفت من دنیا را تکان خواهم داد.

من تغییر به وجود می آورم و تحول به وجود می آورم در صورتی که بزرگترین اختراع جهان کپی شده است.

دوست عزیز متوجه باش، بزرگترین اختراع جهان، که یک سری اعداد بی روح در کامپیوتر و اعداد ریاضی بوده و به یک فیس آرت تبدیل شده است، کپی و دزدی شده است.

 

اتفاقی که افتاد این بود که استیو جابز ایده های متفاوت تری را خلق کرد.

گوشی های لمسی و تاچ را به وجود آورد، آی پد و مکینتاش و اپل ایر را به وجود آورد.

ام پی فر را به وجود آورد که قبل از آن هیچ کدام در جهان وجود نداشته است.

 

این از کجا نشات می گیرد؟

این تفکرات یک تفکر درونی است.

 

عاشق هنرتان باشید

شما هرگز نباید از کپی شدن آثارتان، از مسخره شدنتان و از رانده شدنتان بترسید.

این ترس یعنی اینکه شما هنوز واقعا عاشق هنرتان نیستید.

 

کسی که عاشق شغلش باشد و عاشق هنرش باشد جنون درونش را می گیرد و هر چقدر هم افراد دیگر بخواهند از اثرش سو استفاده کنند او می گوید که من هنر درونیم را بالاخره به گوش جهانیان می رسانم.

 

بالاخره راهی را پیدا می کنم که یک امضای واقعی از اثر هنری من خلق شود.

تغییری به وجود می آورم که دیگران متوجه شوند که نمی توانند از توانایی من تا زمانی که در فرکانس، خلاقیت و مدار تفکر هنری من نباشند، به موفقیت برسند.

 

حالا هر چقدر می خواهند از هنر من استفاده کنند.

 

یه هنرتان یقین داشته باشید

شما آنقدر باید درونتان را قدرتمند ببینید، آنقدر باید ایده های عالی و نامحدود از خدا بخواهید تا او درهای هنری را برای شما بی نهایت و پشت سر هم باز کند.

وقتی که یک ایده، یک احساس خیلی خوب، یک نقاشی یا یک اثر هنری زیبا به شما الهام می شود انجامش دهید و در مسیر قرار بگیرید.

هر اتفاقی که افتاد پایش بایستید و یقین داشته باشید که به موفقیت می رسید.

 

اگر این تفکر را داشته باشید، اگر هر روز روی باورهایتان کار کنید و اعتماد به نفس شخصی خودتان را در هنر بالا ببرید، این تفکر هر روز قدرت می گیرد و خدا درهایی را برای شما باز می کند که قبلا برای شما باز نکرده بود.

 

الهاماتی را درونتان به وجود می آورد که تا دیروز آنها نبوده است.

درهای جدیدی به روی شما باز می شود و خودتان هم باورتان نمی شود که چگونه این اتفاقات در حال افتادن است و به خودتان افتخار می کنید.

به هنر خودتان، به خلاقیت خودتان، به چیزی که از درونتان نشات می گیرد و از درونتان بیرون می آید افتخار کنید.

 

چه کسی بهتر از شما می تواند از این هنر عالی استفاده کند؟

خواهشا بیشتر فکر کنید و این فایل را میلیون ها بار بخوانید.

صحبت های من برای همه افراد و هنرمندان نیست!

من همیشه این موضوع را بیان کرده ام.

من می خواهم اشخاصی این صحبت ها را درک کنند که در مسیر هستند.

 

چرا اینگونه می گویم؟

به خاطر اینکه درک صحبتهای من برای افرادی است که می خواهند در مسیر موفقیت قرار بگیرند.

اگر می خواهید صحبتهای من را متوجه شوید و درک کنید باید هزاران بار این فایل را بخوانید.

جالب اینجاست که شما هر بار این فایل را می خوانید صحبت های جدیدی را متوجه می شوید.

انگار که شما صحبتهای قبلی را نخوانده اید و برای اولین بار است که آنها را می خوانید.

 

باورهای خود را تقویت کنید

زمانی که شما به این سطح از آگاهی رسیدید و صحبتهای مرا بارها و بارها خواندید، به جایگاهی می رسید که اشک شوق می ریزید.

وقتی که به این جایگاه برسید، الهامات درونی را دریافت می کنید و متوجه صحبتهای من و عمق صحبتهای من می شوید اشک شوق می ریزید، همان طور که هر روز این اتفاق برای من می افتد.

 

اتفاقاتی که در زندگیم باعث تغییر و تحولات بزرگ می شود.

اگر در زندگی هنری شما تغییری ایجاد نمی شود، اگر در زندگی شما اتفاقات بزرگتر نمی افتد، به دلیل این است که باورهایتان در جایی مشکل دارد.

 

زور نزنید!

فکر نکنید که به زور و با تبلیغات یا هوای کسی را داشتن و پول دادن یا پولی خرج کردن، در تلویزیون تبلیغ کردن و… می توانید به موفقیت برسید.

باور کنید این طور کار نمی کند.

شما باید این بالا را درست کنید!

باید تفکراتتان را تغییر دهید.

 

تا به حال به این فکر کرده اید که چرا انتشارات بابان اینقدر معروف است؟

ما که تبلیغات تلویزیونی نداریم.

ما هیچ وقت در روزنامه ها تبلیغ نکرده ایم.

 

ما اصلا بیلبورد شهری نمی زنیم در صورتی که سرمایه آن موجود است، می توانیم این کار را بکنیم ولی باور انتشارات بابان و من به این است که خدا خودش مسیرهای هدایت را برای ما باز می کند.

اگر این جهان به این بزرگی را خدا مدیریت می کند، اگر این جهان به این عظمت را یک انرژی یکتا که او خداوند است مدیریت می کند من نیازی به چیز دیگری ندارم.

 

ما فقط در سیستم خودمان مشغول تبلیغات هستیم.

غیر از این تبلیغاتی نمی کنیم یا دیگران برای ما تبلیغات می کنند.

تبلیغات خیلی خوب و عالی است ولی تفکری داشته باشید که دیگران برای شما کار انجام دهند.

شاید برایتان جالب باشد که برای ما تیزر تبلیغاتی می سازند.

از رادیو فرهنگ با ما تماس می گیرند.

 

این کارها را چه کسی می کند؟

این کار ها را ما نکرده ایم بلکه برای ما انجام می شود.

ما سالهای قبل میلیون ها میلیون تومان هزینه برای تبلیغات و ساخت تیزر می کردیم.

یک روز من تفکر کردم و گفتم، حتی دوست ندارم دیگر هزینه تیزر بدهم.

 

چرا؟

به دلیل اینکه می خواستم قوانینی که بر اساس این تفکر حکم رانی می کند را بیشتر درک کنم و خودم را بیشتر به چالش بکشم و هر روز هم این کار را می کنم و در نتیجه دیدم که از همه جا پیشهاد تیزر و عکاسی می شود و افراد با عشق این کار را انجام می دهند.

 

یعنی هنرمندانی داریم که با عشق ما را سورپرایز می کنند.

اصلا نه از قبل گفته شده است، نه از قبل تعیین شده است فقط ناگهان می بینم که در تلگرام یا اینستاگرام فایلی برای ما ارسال می شود و ما در حیرت می مانیم که چقدر فوق العاده و عالی، چقدر زیبا این کار با عشق و بدون هیچ چشم داشتی انجام می شود.

 

این مثال ها چه چیزی را به ما نشان می دهد؟

این ها باور ها و نتیجه باورها را به ما نشان می دهند.

 

شما به هر چیزی که باور، عزت نفس و اعتقاد داشته باشید همان برای شما اتفاق می افتد

دوست عزیز، صد در صد زندگیتان را خودتان مدیریت می کنید.

صد در صد اتفاقات زندگیتان را خودتان وارد زندگیتان می کنید.

 

اگر به دنبال این هستید که متوجه شوید عزت نفس یا اعتماد به نفس در هنر دارید یا خیر باید ببینید

 

چقدر خودتان را لایق بهترین ها می بینید؟

چقدر خودتان را لایق این می دانید که بتوانید یک فرد تاثیر گذار در هنر باشید؟

وقتی که به این درک برسید و متوجه شوید یک شخص تاثیر گذار در هنر هستید و به این اعتماد به نفس برسید، شما به یک شاهکار هنر تبدیل می شوید.

 

به شخصی تبدیل می شوید که همه به شما می گویند

که ما نمی توانیم زندگی شما و دستاوردهایتان را باور کنیم.

آنها می گویند چطور ما که این همه تبلیغ می کنیم

و این همه تیزر داریم به این موفقیت نمی رسیم.

خیلی از ناشران متعدد تبلیغات گسترده انجام می دهند.

 

چشم باز می کنیم تبلیغات تلویزیون را می بینیم و باز چشم می بندیم و تبلیغات تلویزیون!

چه اتفاقی می افتد که یک هنرمند یا یک ناشر مثل انتشارات بابان بدون هزینه سنگین و با هزینه های خیلی کم بازتاب های بسیار بالایی را در سطح کشور و هنرمندان می تواند ببیند و آنها را لمس کند؟

 

چه اتفاقی می افتد؟

ما که نه به سازمان خاصی متصل هستیم که از کسی کمک بخواهیم و نه اصلا در نمایشگاه بین المللی کتاب شرکت می کنیم.

چه اتفاقی می افتد که اسم انتشارات بابان در سرچ نمایشگاه بین المللی یکی از بالاترین درجه های سرچ را می گیرد؟

 

علت چیست؟

این تفکر چه تفکری است؟

واقعا پشت این اتفاقات بزرگ چه چیزی می تواند باشد؟

من به شما پاسخ می دهم که یک باور و حمایت خدا باعث این اتفاقات می شود.

 

مسیر هدایت الهی

شما وقتی در مسیر هدایت الهی قرار بگیرید.

ترسی از این ندارید که دیگران شما را مسخره کنند.

ترسی از این ندارید که کارتان کپی شود یا افراد دیگر بیایند و دقیقا همان تفکر شما را انجام دهند.

 

چرا؟

به خاطر اینکه شما وقتی خدا را وارد زندگیتان کردید او شما را به بی نهایت خواهد رساند.

به بینهایت خلاقیت و اثر هنری و درهایی را برای شما باز می کند که شما می توانید اثر هنریتان را به بالاترین قیمت به فروش برسانید.

وقتی که این باور را در ذهنتان مثل یک دانه بکارید و هر روز آن را آبیاری کنید و رشدش دهید و تفکر الهی را وارد وجودتان کنید، می بینید که از در و دیوار برای شما ایده می ریزد در حالی که نمی دانید کدام را اجرا کنید.

 

فردی صبح از خواب بیدار می شود و در ذهنش این است

که خدایا من امروز چه کاری را انجام دهم؟

اما شخصی دیگر به خدا می گوید که من کدام ایده را انجام دهم؟

 

خودتان انتخاب کنید که کدام شخص باشید.

شخصی که همیشه به دنبال بدهی ها و قرض هایتان باشید؟

یا می خواهید وقتی که بیدار می شوید ندانید کدام کار هنریتان را انجام دهید؟

 

این گزینه ها دوباره به اعتماد به نفس و عزت نفس فردی خودمان برمی گردد.

با توجه به افکارتان، صبح که چشم باز می کنید می خواهید میلیون ها میلیون ایده به ذهنتان بیاید؟

یا اینکه خودتان با تفکر خودتان شش ساعت فکر کنید و در آخر هم هیچ ایده ای نداشته باشید؟

کدام راه را می خواهید دنبال کنید.

 

با عقل ناقص خودمان می خواهیم دنبال موفقیت بگردیم یا می خواهید به عظمت بیکران خدا اتصال پیدا کنید؟

انتخاب با خودتان است.

 

خبر خوب

لازم نیست روی خودتان خیلی مانور دهید.

خیلی روی عقل خودتان و دیگران حساب نکنید و نمی خواهد در مورد این مسائل فکر کنید!

دوست عزیز، خودتان را بشناسید.

همه چیز در درون خودتان است نه در بیرون از شما!

دنبال تفکرات بیرون از خودتان نگردید که نیست.

خدا را وارد کنید و ببینید چقدر زندگیتان زیبا می شود.

ببینید چقدر الهامات فوق العاده عالی وارد ذهنتان می شود.

 

ببینید چه انرژی فوق العاده ای شما را بغل می کند و در بر می گیرد که وقتی چشمانتان را می بندید و باز می کنید واقعا احساس می کنید که پاهایتان روی زمین نیست.

 

اصلا متعلق به این جهان نیستید!

من می خواهم این حالت را با تمام وجود حس کنید.

لطفا این فایل ها را صد هزار بار بخوانید که نکته خیلی مهمی را در بر دارد.

 

وقتی که اتفاقات بزرگ برایتان بیافتد، وقتی که اتصال پیدا کنید و عزت نفس فوق العاده را در زندگیتان داشته باشید، خدا در کنارتان قرار می گیرد و به شما می گوید که چه کاری را دوست دارید تا برایتان انجام دهم؟

چه اتفاق دیگری را می خواهید برایتان به وجود بیاورم؟

چه چیزی را می خواهید حس کنید؟

اگر آن لحظه احساسی داشته باشید و به خدا بگویید شما فرد برنده ای هستید.

اما اگر ندانید متاسفم!

 

چون باید هنوز روی باورهایتان کار کنید و خدای واقعی را درک کنید تا هدایتتان کند.

زمانی که آثار شما کپی می شود دریچه ای است از طرف خدا که می خواهد به شما بگوید که چقدر جسارت حضور دارید؟

 

چقدر لیاقت این را دارید که به موفقیت برسید؟

از قصد این کار را می کند و می خواهد شما را بیشتر بشناسد.

شما را می شناسد اما می خواهد شما را بیشتر به خودتان بشناساند.

 

وقتی که این کار را با شما می کند می خواهد بگوید که فلانی، می خواهم بدانم چقدر جربزه جلو رفتن را دارید؟

 

چقدر جسارت این را دارید که دوباره شروع کنید؟

وقتی این سد ها جلوی پایتان می افتد لبخند بزنید و بگویید من قدرتی دارم به اسم خدا، چه کسی می خواهد خلاقیت های مرا از بین ببرد؟

چه کسی می خواهد جلوی من را بگیرد و جلو دار من است؟

چه کسی می خواهد من را چشم بزند؟

تمام جهان هم که جمع شوند نمی توانند من را چشم بزنند.

 

اعتقاد شما به چیست؟

کل جهان و کل قدرت های دنیا هم روی هم بیایند نمی توانند به شما ضربه بزنند.

اما اگر این موضوع را باور داشته باشید.

 

باور داشته باشید که هیچ شخص و هیچ قدرتی نمی تواند به شما آسیب بزند و جلودار موفقیت شما شود.

این را بدانید که هیچ کس نمی تواند جلو دار موفقیت شما در هیچ زمینه ای شود.

شما بی نهایت هستید و می توانید در تمامی ابعاد بی نهایت بهترین باشید.

 

در روابط و خلاقیت، در آثار هنری و در فروش.

یکی از اشتباهاتی که ما در هنر داریم این است که ما فکر می کنیم که در هنر نمی شود خیلی بزرگ شد،

 

می دانید چرا؟

چون الگوی خوب برای خودتان انتخاب نمی کنید.

این موضوع هم دوباره با عزت نفس شما ارتباط دارد.

اگر بخواهید یک کار خیلی بزرگ انجام دهید، فقط کافیست یک نفر در جهان آن کار را انجام داده باشد و مهر تایید را زده باشد پس یعنی شما هم می توانید.

 

اگر می گویید این تفکر غلط است پس هنوز باورهایتان ایراد دارد، عزت نفستان ایراد دارد و باید روی خودتان کار کنید.

 

سیستم جهان

سیستم جهان همینطور است چیزی که در وجودتان است و آن احساس درونی که به شما داده شده است،

اول اینکه بدانید که لیاقتش را داشته اید که آن احساس به شما داده شده است

چون به هر کسی الهام نمی شود.

 

پس شما لایق دریافت الهامات هستید که این الهامات ادامه دارد

و وقتی این دریافت ها را تایید کنید، ورودی ها بیشتر می شوند.

اما اگر به آنها اعتقاد نداشته باشید و یک در صد هم حتی به آن شک داشته باشید

هیچ اتفاقی در زندگی شما نمی افتد.

 

اگر می خواهید این تجربه ها را داشته باشید،

صحبت های من را یک میلیون بار بخوانید و ببینید که چقدر به شما کمک می کند.

این صحبت ها، صحبتهایی نیست که در داخل کتاب ها باشد یا از جایی آورده باشم،

بلکه اینها صحبت هایی است که من در زندگیم با آنها زندگی می کنم.

من با همسرم این ها را زندگی می کنم.

 

یعنی ما روزی چند ساعت با هم در مورد این قوانین صحبت می کنیم.

شب و روز، و زندگیمان به همین شکل جلو می رود.

زمانی که یک سد جلوی پای من می آید،

 

جلو می روم و اجازه نمی دهم هیچ ترمزی جلوی پای من بیاید.

دوست من پایتان را از روی ترمز بردارید وگرنه پایتان می شکند!

این ترمز و این باورهای تخریب کننده را بردارید و بگذارید ماشین با سرعت 360 برود و شما از زندگیتان لذت ببرید.

زندگی را راحت بگیرید و احساس خوب داشته باشید.

 

احساس خوب مساوی است با اتفاقات خوب.

من به شدت روی این موضوع اعتقاد دارم که احساس خوب مساوی است با اتفاقات خوب.

دوست داشتم این موضوع را هم با شما در میان بگذارم.

 

در پناه خداوند یکتا و هنرمند هنرندانه زندگی کنید.

فعلا خدا نگهدار.

علی خلیلی فر

5 فروردین 99

دیدگاهتان را بنویسید