دیوارهای ترس را کنار بگذار!

سلام به تو دوست عزیز که با عشق و محبت همراه علی خلیلی فر هستی.

 

می خواهم در مورد ترس ها و یقین با شما صحبت کنم.

 

همین طور که می دانید یقین یک درجه بالاتر از ایمان است. مابرای هر مرحله از زندگی باید به خدا توکل کنیم. در این فایل می خواهم در مورد این صحبت کنم که از هنر نترسید و به هنر الهی یقین داشته باشید. به دلیل اینکه ترس باعث می شود که ما از رشد و پیشرفت عقب بیافتیم. ترس ها مانع رسیدن ما به خواسته هایمان می شوند.

 

ما از بچگی ترسیده ایم. از این که نکند کاری کنیم و پدر و مادرمان کتکمان بزنند، همیشه ترسیده ایم از این که نکند در کنکور قبول نشویم، نکند نتوانیم رابطه های فوق العاده با افراد داشته باشیم، در هنر ترسیده ایم، نکند عکاسی کنم و عکاسیم را خراب کنند، بخواهم نقاشی کنم و نقاشیم را خراب کنند، اگر بخواهم قالی ببافم دست هایم خراب و چشمم ضعیف شود، اگر بخواهم خوانندگی کنم شاید صدای من برای خوانندگی زیبا نباشد، اگر بخواهم با فتوشاپ کار کنم، از این که طرح من زیبا نباشد و مورد تایید نشود می ترسم و هزاران هزار ترس هایی که قرار نیست اتفاق بیافتند، ولی ما از بچگی همیشه در ذهنمان این ترس ها را داشته ایم و الان که به آنها نگاه می کنیم و چندین سال از آنها گذشته است به آن ترس ها می خندیم.

 

اما در حالی که  به ترس های گذشته مان می خندیم، ترس های جدیدی برای ما به وجود می آید. ترس از اینکه نکند در کنکور قبول نشوم، اگر در موسسه ای ثبت نام کردم و پولی پرداخت کردم شاید موفق نشوم،

 

اگر خدمت سربازی را نتوانم بخرم چه کار کنم؟

اگر خدمت سربازیم را در یک مکان نامناسب بیافتم باید چه کار کنم؟

تمام این ترسها  ترس هایی است که واقعا قرارنیست اتفاق بیافتند و به هیچ عنوان ترس ها برای ما اتفاق نخواهند افتاد! بعضی از ترس هایی که اتفاق می افتد به خاطر این است که آنقدر ما ترس ها را برای خودمان و در ذهنمان تکرار می کنیم تا به یک باور تبدیل می شوند و دقیقا همان ترس ها برای شما اتفاق میافتند.

 

برای شما مثالی از ترس می زنم. اگر ترس از صحبت کردن در جمع را دارید، وارد شوید! اگر می ترسید که قلمتان را روی بوم بگذارید، با قدرت وارد شوید و قلم را روی بوم بگذارید، اگر عکاسی می کنید و دوست دارید عکاسی کنید، دوربینتان را بردارید و به جای اینکه بترسید، وارد شوید و وقتی که وارد ترس هایتان شدید، می بینید که تمام این ترس ها اشتباه بوده است و شما اشتباه فکر می کردید که اگر وارد این ترس ها شوید، اتفاق می افتند. اصلا وارد ترس هایتان شوید و به خودتان بگویید وارد میشوم تا ببینم چه اتفاقی می خواهد بیافتد.

 

یک بار برای همیشه وارد ترس هایتان شوید

 

و ببینید واقعا چه اتفاقی می خواهد رخ بدهد. اگر می ترسید، اگر دلهره و دلشوره دارید، یعنی شما یقین ندارید. یعنی به خدای خودتان ایمان ندارید. یعنی شما یقین ندارید آن شخصی که شما را آفریده است، میتواند هدایت کننده شما باشد و شما میترسید. زمانی که شما دلهره دارید و حرکت نمی کنید، بدانید که با سرعت هر چه بیشتر از خدا دور می شوید. ولی وقتی که وارد ترس هایتان شوید و به آن ترس ها حمله کنید می بینید که خدا به کمکتان می آید. خدا عاشق افراد جسور است که وارد ترس هایشان می شوند.

 

حتی از افراد جسور به شدت حمایت می کند. به این موضوع ایمان و یقین داشته باشید که خدا از افراد جسور خوشش می آید و از آنها حمایت می کند.

من همیشه از بچگی از این می ترسیدم که نمره کمی بگیرم، از این می ترسیدم که

سربازی را چه کار کنم؟

از این می ترسیدم که نکند رشته ای که انتخاب می کنم رشته خوب و مناسبی نباشد، همیشه از هم  سن و سال های خودم خجالت می کشیدم که چقدر آنها موفق تر هستند و من یک فرد عادی هستم و تصمیم گرفتم که الگوهای زندگیم را تغییر دهم.

 

من زمانی که می خواستم در کنکور شرکت کنم می ترسیدم! ولی الان مدیر عامل بزرگترین انتشارات هنری کشور هستم که با برادرم بنیان گذاریش کرده ایم، انتشارات بابان. اگر قرار بود که می ترسیدم، اگر قرار بود که ترس و دلهره و دلشوره به دلم راه میدادم، هیچ وقت انتشارات بابان حال به وجود نمی آمد و به این جایگاه نمیرسید. به خاطر اینکه ترس ها باعث می شوند که ما جلوگیری کنیم از موفقیت هایمان، ترس ها جلوی پیشرفت ما را می گیرند. من برای شما مثال خودم را میزنم:

 

زمانی که با برادرم و یکی از دوستانش به نام علیرضا به یک رستوران رفته بودیم، یکی از رستوران های بزرگ که مدیر بسیار موفق و کار آفرین بسیار بزرگی هستند و اسمی از ایشان نمیبرم.

 

آن مدیر بی نهایت انسان بزرگی بودند و همیشه در ذهنم می گفتم که:

آیا می شود با این انسان موفق صحبت کنم؟

یک روز می رسد تا بتوانم با ایشان گفت گو کنم؟

 

ما زمانی که وارد شعبه آن فست فود شدیم که برند خیلی موفقی است و هزاران شعبه در سرار کشور دارد، در بهمن ماه بود و هوا بارانی و برفی، شخصی با پالتو وارد شد و حسی به من گفت که مدیر این برند همین شخص است! ایشان رفتند و در جای خودشان نشستند و من فقط نگاهشان کردم. ایشان با احترام زیادی بلند شدند و کنار میز ما نشستند و به من گفتند:

 

این چه نگاه قدرتمندی بود؟

این چه نگاهی بود که من را از جایم بلند کرد و مجاب کرد که کنار شما بنشینم؟

چه سوالی دارید؟

 

 

نگاه شما یک نگاه خاص بود. نگاهی بود که من را وادار کردید و جذب کردید که وارد شوم و برای شما از موفقیت هایم بگویم. ایشان از تمام زندگیشان تعریف کردند که از کجا و چگونه شروع کردند. از یک کارمند عادی به یک فرد بسیار موفق و کار آفرین تبدیل شده بودند به دلیل اینکه روی تمام ترس هایش پا گذاشته بودند

 

تمام دیوارهای ترس را کنار گذاشته بودند. حرکت کردند و هرگز نترسیدند.

وقتی که ترس هایتان را کنار می گذارید و یقین پیدا می کنید و مطمئن می شوید که هر قدمی که بر می دارید خدا کمکتان می کند، دستانی از طرف خدا به سوی شما می آیند که حتی باور نمی کنید و می بینید یک قدرت بالاتر از شما، همه چیز را درست می کند. چون شما قبلش ترسیده بودید، وقتی که ترس هایتان را کنار بگذارید، همه چیز بر وقف مراد شما می شود. همه چیز فوق العاده و آسان می شود و تعجب می کنید.

 

همین بود که من از آن میترسیدم؟

پس چرا می ترسیدم؟

چرا حرکت نمیکردم؟

 

حرکت کنید، اقدام کنید و نترسید

اگر می خواهید در حوزه هنر موفق شوید، ترس هایتان را برای همیشه کنار بگذارید. به دنبال آن چیزی که واقعا دوست دارید قدم بردارید و فکر نکنید که کسی باید شما را به موفقیت برساند. فکر نکنید شخصی بزرگ تر از خدا باید شما را هدایت کند. به هیچ عنوان این گونه نیست.

 

 

تمرینی که به شما می دهم برای موفقیت این است که لیست ترس هایتان را از بچگی تا الان بنویسید. 50 ترسی که وجود دارد و احساس می کنید که این ترس ها جلوی پیشرفت شما را می گیرند. آنها را لیست کنید و نگاه کنید.

 

 

ببینید واقعا این ترس ها واقعی هستند؟

یا فقط ساخته ذهنتان است؟

من صد در صد به شما تعهد میدهم که تمام ترس هایی که نوشته اید فقط یک باور غلط بوده است. فقط یک باور که شما را برای حرکت کردن در حوزه هنر می ترسانده است.

 

چرا در حوزه هنر ترس وجود دارد؟

چرا از این می ترسید که نقاشیتان خراب شود؟

یا لوگویی که می خواهید طراحی کنید، شخص متقاضی آن را نپذیرد؟

شما خودتان را یک انسان خلاق ببینید، خودتان را دست بالا بگیرید، خودتان را از ترس ها جدا کنید و به جایش یقین را وارد زندگیتان کنید. زمانی که دیدید ترس یا دلهره و دلشوره دارید و کارهایتان را از دست اشخاص دیگر میبینید، بدانید که شما یک فرد ترسو هستید. ولی اگر از چیزی نترسیدید و ایمان داشتید که به هر چیزی که دست بزنید طلا می شود و به هر کاری که دست بزنید برایتان بی نهایت ثروت به وجود می آورد، زندگی آرامی داشته باشید و از لحظه لحظه آن لذت ببرید، بدانید که شما یقین پیدا کردید. بدانید که خدا را دارید. بالاتر از خدا هیچ کس درجهان وجود ندارد. همان خدایی که تمام این جنگل ها، کوه ها و دریا ها را به این زیبایی برنامه ریزی کرده است و به ما بخشیده تا از آنها لذت ببریم. همان خدایی که این جهان و کهکشان را با این نظم و انضباط ساخته است. او شما را خلق و متولد کرده است.

 

 

پس از چه چیزی می ترسید؟

از خودش بخواهید و یک بار برای همیشه وارد ترس هایتان شوید و بدانید که چقدر می توانید با آرامش زندگی کنید. می توانید بی نهایت موفق شوید. رهبران بزرگ نمی ترسند، انسان های بزرگ از هیچ چیز نمی ترسند و یقین و ایمان دارند که در کاری که می کنند موفق می شوند.

 

 

من همیشه خودم برای اینکه می خواستم کاری در انتشارات بابان انجام دهم مثل گرافیک سال بابان، شعر سال بابان و تمام پروژه هایی که می خواستیم انجام دهیم یک درصد و یک اپسیلم ترسی در وجودم نبود. هیچ وقت نترسیدم و همیشه می گفتم که کار، بی نهایت قدرتمند، با استقبال کم نظیرو فوق العاده انجام می شود. این کتاب با بهترین کیفیت چاپ خواهد شد و در ایران مثل بمب صدا خواهد کرد. چون ایمان و یقین داشتم. به کار و بیزینس مان ایمان داشتم. که من بهترین هستم. می خواهم شما هم همین باور را داشته باشید. ترس هایتان را کنار بگذارید و بدانید که شما بهترین هستید. اگر می خواهید شروع کنید و در هنر موفق شوید این را در ذهنتان حک کنید که

 

 

افراد موفق هیچ فرقی با شما ندارند!

ترس هایتان را کنار بگذارید و با قدرت شروع کنید. اشکالی ندارد اگر از اول ضعیف هستید. اگر بلد نیستید کاری انجام دهید، اگر بلد نیستید عکاسی کنید یا سازی را بنوازید، نمی توانید بازیگری کنید یا قادر نیستید قالی ببافید. هیچ اشکالی ندارد، به خاطر اینکه

 

 

انسان های موفق زاده نمی شوند بلکه انسان های موفق با آموزش ها ساخته  میشوند.

هنر یعنی، دمیدن روح و تعهد در انسان. شما یک روح بزرگ دارید، یک تعهد. شما تعهد دارید که یک هنرمند بزرگ هستید و دلم می خواهد، یک رهبر قدرتمند در هنر شوید. خود خودتان، خودتان را با کسی مقایسه نکنید. این ترس است، این دلهره است. شما همین الان هم بهترین هستید. شما همین الان می توانید بهترین عکاس یا بهترین نقاش دنیا شوید. می توانید بهترین گالری های دنیا را بر پا کنید. می توانید در بزرگترین سالن های سخنرانی، سخنرانی کنید. می توانید تمام محصولاتتان را با بالاترین قیمت به فروش برسانید، چون شما انسانی هستید که ترس ندارید و یقین دارید و خدا را وارد زندگیتان کرده اید. پس ترس هایتان را کنار بگذارید. بگذارید تمام پرده های ترس کنار بروند و خداوند متعال شما را در آغوش بگیرد و از شما یک شاهکار بسازد. از شما یک انسان و یک هنرمند قدرتمند بسازد. کسی که بر ترس هایش غلبه کرده است. کسی که یک زندگی فوق العاده را آغاز کرده است. من از شما می خواهم یک بار برای همیشه شروع کنید. در حوزه هنر کار کنید و بدرخشید. مطمئن باشید میتوانید در حوزه هنر بی نهایت موفق شوید. زمانی که ترس هایتان را کنار بگذارید و به هنر الهی یقین داشته باشید.

خیلی خوشحالم از اینکه با شما این صحبت ها را در میان گذاشتم. امیدوارم هر کجا هستید، موفق و پیروز و سربلند باشید. خیلی دوستتان دارم.

در پناه خداوند هنرمند هنرمندانه زندگی کنید، فعلا خدا نگهدار

استاد علی خلیلی فر

14 اسفند 1398

دیدگاهتان را بنویسید