فرمول عشق در هنر

به نام خداوند بخشنده مهربان

سلام به تو دوست عزیز که با عشق و محبت همراه علی خلیلی فر هستی.

امیدوارم تا به این لحظه از زندگیتان بسیار بسیار لذت برده باشید.

خیلی خوشحالم فایل قبلی که روی سایت قرار گرفت.

بازتاب های فوق العاده و تاثیر بسیار عالی برای شما داشته است.

 

جایگاه عشق در هنر چیست؟

چه کسانی عاشق هنر می شوند و عشق واقعی در هنر را درک می کنند؟

این عشق واقعی در جهان هستی چیست و جایگاه آن در هنر کجاست؟

وقتی صحبت از عشق می شود، می توان گفت عشق به معنای آرامش است.

یعنی یک احساس فوق العاده ای که شما می توانید با آن حتی کوه ها را جابجا کنید.

وقتی که صحبت از عشق می شود

 

یعنی شما به درجه ای از تعالی و درجه ای از آرامش، نشاط و دریچه ای از نور می رسید که شما از آن دریچه نور

و آن احساس خوب و از آن عشق واقعی که شما به خودتان و خدای خودتان دارید

می توانید با هنر درونیتان به اوج عاشقی و آرامش برسید.

 

الهاماتی که از هنر به دست می آورید، در آثار شما به یک عشق، به یک آرامش و به یک نشاط تبدیل می شود.

وقتی کلمه عشق به وجود می آید،

یعنی شما وقتی بی نهایت عشق را وارد وجودتان کنید، می توانید به خود تعالی برسید.

می توانید به درجه ای از تعالی و هنر برسید که یک عشق واقعی در درونتان نهفته می شود و آن عشق واقعی در هنر را می توانید در وجودتان زنده کنید.

این عشق واقعی را می توانید به درجه ای برسانید که در آثارتان به شما آرامش و تندرستی بدهد.

 

 

هر چیزی را که درونش عشق قرار دهید فوق العاده خواهد شد

اثری که در حال خلق آن هستید، اولین چیزی که برای شما باید اهمیت بسیار بالایی داشته باشد این است که عشقتان را درون آثارتان قرار دهید.

یعنی وقتی که آن عشق واقعی را درون آثارتان قرار دهید، آثاری را خلق می کنید که عطر و بوی آن از عشق است.

اثر شما رنگ و لعابی از احساس خوب و سرزندگی می گیرد و احساسی را انتقال می دهد که آن،

احساس شما و عشق شما به اشخاص و افرادی که این هنر را می بینند منتقل می شود.

جایگاه عشق شما هر چقدر در وجود شما بیشتر باشد، در آثار شما هم بیشتر دیده می شود.

هر چقدر شعله این عشق را در خود شعله ور کنید، در وجودتان بیشتر شعله ورتر می شود.

 

هر چقدر که این عشق درونی در هنر را بیشتر شعله ورتر کنید آثار شما خاص تر، پر هیجان تر و متفاوت تر خواهد شد

و شکافی در وجود آثار شما به وجود می آید.

فقط شخصی می تواند این حس و حال را در آثارش به وجود بیاورد که یک عاشق واقعی باشد.

عاشق واقعی که وقتی که می خواهد کارش را انجام دهد و شروع کند،

اصلا برایش زمان و مکان اهمیتی ندارد، همان لحظه و هر جایی که هست شروع به کار کردن می کند.

شاید برای شما اتفاق افتاده است

که مثلا در اتوبوس هستید یا داخل ماشینتان هستید، روی تختتان هستید یا در اتاقتان یا هر جای دیگر… ،

 

 

یک عاشق هیچ وقت نمی تواند ساکت باشد

یک عاشق فقط می خواهد از عشقش بگوید، از عشقش بنویسد و از عشقش طراحی و نقاشی کند.

خطاطی کند، نویسندگی کند، شعر و ترانه بگوید.

یک عاشق واقعی به این شکل زندگی می کند.

یعنی هر چقدر درجه عشق بالاتر باشد، لذت بردن شما از زندگی بیشتر می شود.

مثل من نوعی، علی خلیلی فری که جای زیبایی که می بیند،

دوست دارد سریع یک فایل برای شما ضبط کند

و این حس و حال عالی بودن را به شما انتقال بدهد.

این یک عشق واقعی است.

 

شاید در ابتدا سخت باشد.

شاید در ذهنتان سوال باشد که من عشق واقعیم را از کجا باید پیدا کنم؟

عشق واقعی شما همان چیزی است که دقیقا در همین لحظه در ذهن شما آمده است.

وقتی که این فایل ها را می خوانید چه چیزی در ذهنتان می آید؟

آن عشق شما است!

شما باید به آن قدرت بدهید و برایش وقت بگذارید.

دوستان، برای عشقتان وقت بگذارید.

من قبول نمی کنم که بگویید من نمی توانم، پولش را ندارم، ماشینش را ندارم و وسیله ندارم.

این چرندیات را کنار بگذارید.

 

این ها همه ترمز هایی هستند که جلوی عشق شما را می گیرند.

همه ی بهانه های زندگی را کنار بگذارید.

من، نمی توانم و ندارم را قبول نمی کنم.

این جملات را کنار بگذارید.

 

حرکت کنید

برای شروع کردن عشقتان، اگر می خواهید از نقاشی، تصویر سازی، عکاسی، شعر یا ترانه به درآمد برسید، باید حرکت کنید.

نشستن و فقط فکر کردن و حال خوب داشتن فایده ای ندارد.

من اصلا در فایل هایم به هیچ عنوان نمی گویم که شما صبح تا شب تجسم کنید و منتظر باشید تا پول و ثروت در زندگی شما سرازیر شود.

این صحبت های من کاری می کند که موتورهای عشقتان روشن شود تا بتوانید حرکت کنید.

وقتی که موتورهای شما روشن شد، حالا شروع به حرکت می کنید.

 

ابتدا این چرخ دنده ها گیر دارد، باید مدام آن ها را با انرژی مثبت گریس کنید.

با فایل های من آرامش را وارد درونتان کنید تا این چرخ دنده ها درگیر شوند و شروع به حرکت کنند.

وقتی که شروع به حرکت کردند،

وقتی که آن قطرات اولیه عشق شما چکید، دیگر شروع به باریدن می کند و بعد از 5 سال دیگر این روزها را یادتان نمی آید.

 

یک فرد عاشق، هرگز خسته نمی شود.هرگز جا نمی زند،

 

هرگز هنگام طراحی کردن به این فکر نمی کند که من چگونه اثرم را به فروش برسانم؟

من بعد از زدن این طرح چگونه نمایشگاه بزنم؟

این ذهنیت را از ذهنتان بیرون بیاورید و پاک سازی کنید.

 

موانع ذهنتان را کنار بگذارید

نباید بگذارید زمانی که یک کار هنری می کنید، هزار فکر و خیال به ذهنتان بیاید که وای من یک دختر هستم!

وای من نمی توانم اثرم را بفروشم!

من در یک شهرستان کوچک هستم یا اینجا یک شهر کوچک یا روستا است!

اینجا کسی به هنر بها نمی دهد!

قرار است که شما به هنر بها بدهید.

فقط شخص خودتان!

 

یک فرد عاشق ارزش و بها را خودش به وجود می آورد.

اگر حاضرید که به موفقیت برسید باید بهایش را هم پرداخت کنید .

 

دوره شکاف در هنر

من در  “دوره شکاف در هنر” نان استاپ فقط به شما تمرین عملی می دهم.

انگیزه و تمرین می دهم تا شما را از این مسیری که در آن قرار دارید، از جاده خاکی ای که با زجر در آن جلو می روید بلند می کنم

و در جاده آسفالت در خط سرعت 30 کیلومتر در ساعت می گذارم.

 

نه به این معنی که قرار باشد در آنجا باقی بمانید، بلکه از سرعت 30 کیلومتر شروع می شود

بعد به 60 کیلومتر می رسید و بعد از آن 80 ،120 و در نهایت با سرعت 350 کیلومتر حرکت می کنید.

ولی ابتدا باید از 30 کیلومتر شروع کنید و آرامش داشته باشید.

 

این دوره را تهیه کنید و برای خودتان مرور کنید.

یعنی باور داشته باشید به اینکه باید در هنر شکاف به وجود آورید.

باید این عشقتان را تا آخر عمر انجام دهید.

وقتی که این عشق را با همه  قدرت باور کنید و به سرانجام برسانید، دریچه های دیگر عشق برای شما باز می شود،

یک احساس خوب!

 

می دانید احساس خوبش کجاست؟

قلبتان باز می شود.

یعنی دوست دارم این حس و حال را داشته باشید.

وقتی که به حس عشق واقعی می رسید، احساس می کنید دریچه قلبتان باز شده است.

دوست دارم قلبتان باز شود و احساس خوب داشته باشید.

مانند من که کامنت های شما را در سایت می خوانم.

 

یعنی وقتی شب می خوابم و صبح بیدار می شوم،

خدا شاهد است پتویی که روی من است، صبح آن را آرام بلند نمی کنم.

صبح که می شود به گوشه ای پرتش می کنم و می گویم زودتر پای لپتاپ بروم

و ببینم که دوستان چه کامنت هایی گذاشته اند.

 

دوستان، این عشق من است!

نمی دانید که من چقدر با عشق زندگی می کنم.

با عشق می خوابم، با عشق بیدار می شوم، با عشق به هنر، عشق به این که دوست دارم این حس باز شدن قلبتان را ببینید.

می خواهم دریچه قلبتان باز شود.

احساس خوب و احساس نامحدود در زندگی داشته باشید.

شروع کنید، اقدام کنید و حرکت کنید.

ننشینید!

 

می خواهید در کارتان در آمد داشته باشید؟

می خواهید در تصویر سازی تبحر کسب کنید؟

 

شروع کنید و ننشینید

با نشستن کاری انجام نمی شود!

از همین لحظه و بعد از خواندن این فایل شروع کنید به حرکت کردن.

بروید قاب سازی کنید.

 

با ارزان ترین متریال، هر چقدر که وسعتان می رسد کارهایتان را قاب کنید، پاسپارتو کنید.

اگر هزینه آن را ندارید، در خیابان چوب پیدا کنید؛ برش بزنید، میخ بزنید و شروع کنید.

اگر نمی توانید بروید و چوب بخرید.

اگر باز نمی توانید، در جنگل چوب پیدا کنید.

برای من این بهانه ها معنایی ندارد.

 

باید حرکت کنید!

اگر پول ندارید در جنگل بگردید و برگ های بزرگ را پیدا کنید.

برگ های سبز را پیدا کنید و روی آنها نقاشی کنید و سپس آنها را قاب کنید، پاسپارتو کنید.

آن ها را در پیجتان بگذارید و بفروشید.

در گالری ها بفروشید.

 

شروع کنید، اگر پول ندارید اهمیت ندارد

با همین برگ هم می توانید کار هنری انجام دهید.

همین برگ ها را از مکان هایی که نیمه خشک شده هستند می توانید تهیه کنید،

هیچ کس بابت آن ها از  شما پول نمی گیرد.

شروع کنید و آن ها را رنگ کنید و نقاشی کنید.

لوازمی که رایگان در دسترستان است بگردید و پیدا کنید و روی آن ها نقاشی کنید.

 

در طبیعت بگردید، چقدر تنه درخت شکسته شده در طبیعت است؟

چقدر می توانید ایده بگیرید؟

چقدر می توانید کارهای خاص بکنید؟

مگر زمانی مد نشده بود که سنگ ها را از دل رودخانه ها جمع می کردند، آن ها را سوراخ می کردند و روی آن خاک می ریختند و کاکتوس می کاشتند.

 

این ایده ها از کجا آمده است؟

این ها عشق است.

 

می دانید چقدر مردم از این موضوع در آمد کسب می کنند؟

چیزهایی در طبیعت است که خدا به رایگان در اختیار شما قرار داده است ولی شما چشم و مغزتان را بسته اید و نمی خواهید ببینید.

 

 

بهانه جویی نکنید

یعنی دست خودمان هم نیست، ما ایرانی ها عادت داریم که مغزمان را ببندیم و بگوییم نمی شود!

 

خود را راحت می کنیم و می گوییم خدا را شکر راحت شدم، دیدی این هم نشد؟

بهانه برای خودمان می تراشیم و می گوییم این ایده هم جواب نداد.

من به شما می گویم که همه این ها از تنبلی سرچشمه می گیرد.

 

باید حرکت کنید و بلند شوید.

برای عشقتان، برای انگیزتان، وقتی می گویم حرکت کنید نه اینکه با زجر بلکه با عشق و انرژی بلند شوید و حرکت کنید.

به خودتان بگویید که من یک فرد عاشق هستم و آن هنر و عشق را در آغوش بگیرید تا زندگی، شما را در آغوش بگیرد.

وقتی که هنر و عشق خودتان را به دست بیاورید، از در و دیوار برای شما نشانه ها می آید.

 

خدا جلوی پایتان برگ می ریزد،

می بینید جلوی پایتان یک چوب در گوشه ای افتاده است و ایده آن سریع به ذهنتان می آید.

دقیقا همان اتفاقاتی که برای من افتاده است!

 

عشق شما چیست؟

در ویلای شخصیم که در شمال کشور است، من باکسی را دیدم.

فکر می کنم در ویدئوهایم دیده باشید که در مورد آن باکس صحبت کرده ام.

من ایده ای از قبل نداشتم، یک روز در جنگل ناگهان تنه درختی پیدا می کردم

و در جایی دیگر تکه چوبی مثل میز پیدا می کردم و همه آنها را جمع آوری می کردم.

اصلا از آن ها استفاده ای نمی کردم ولی به مرور زمان ایده هایش برای من به وجود آمد.

 

آن ها را به ترتیب گذاشتم،

تنه درخت را پایین گذاشتم و برگ های خشک را کنار آن ها گذاشتم

و سپس تنه درخت برش خورده را گذاشتم.

روی آن ها چوبی قرار دادم و رویش شمع گذاشتم و در انتها کتاب ها و لانه زاغی که پیدا کرده بودم قرار دادم.

در آن فایل هم گفته بودم که این مصداق زندگی است، که از تنه درخت شروع می شود و بالا می رود و آن آشیانه شما می شود.

آن زندگی شما می شود، عشق شما می شود.

 

عشق را باید از پایین شروع کرد

دقیقا عشق چیزی است که در همه چیز قرار می گیرد.

مثل فرمول ریاضی است.

وقتی که شما عشق را در هر فرمولی قرار بدهید خروجی آن دقیقا موفقیت است.

 

یعنی وقتی شما از یک فردی خوشتان می آید

و دست و پایتان می لرزد، قلبتان شروع به زدن می کند.

 

شما از صفر شروع کرده اید دیگر درست است؟

شخصی را می بینید، از اندامش خوشتان می آید،

از چهره اش خوشتان می آید، از ارتباطات و اخلاق و رفتارش خوشتان می آید.

از چشم ها و موهایش خوشتان می آید و دست و پایتان می لرزد.

 

این همان عشق است، عشق در یک نگاه!

عشق در یک نگاه یکی از قدرتمندترین عشق هایی است که در جهان وجود دارد.

ما آن حس را، آن دلبری و ریختن ناگهانی دل را عشق می نامیم، عشق انسانی!

عشق به کار و عشق به هنر درجه اش از این عشق بسیار بالاتر است.

 

خیلی بالاتر از آن چیزی که فکرش را می کنید.

یعنی شما اگر هنر و عشق واقعی هنر را درک کنید، می بینید که همه عاشق شما می شوند، همه دوستتان دارند و عاشقتان هستند.

 

چرا؟

چون اول اینکه عشق واقعی را درک کرده اید و دیگر اینکه عشق به خودتان را درک کرده اید.

هر چقدر که عشق خودتان و عشق درون خودتان را کشف کنید،

عشق های دیگر برای شما یک چیز بی نظیر و یک احساس خوب می شود.

 

احساس خوب در هنر را کشف کنید

ببینید چقدر می توانید کارهای بزرگ انجام دهید.

خدا همه چیز را بی نهایت برایتان قرار داده است.

 

اصلا مگر قبل از اینکه در جهان پول به وجود بیاید انسان های اولیه چگونه زندگی می کردند؟

در این زمان است که پول آمده و ابزاری برای زندگی کردن شده است.

 

فکر می کنید انسانهای اولیه چگونه زندگی می کردند؟

مگر در آن زمان پولی وجود داشته است؟

آنها از عشق استفاده می کردند.

آنها از نیروی واقعی جهان استفاده می کردند.

 

می خواستم این مطلب را هم با شما درمیان بگذارم تا به عشق درونی واقعیتان پی ببرید.

در پناه خداوند هنرمند و یکتا، هنرمندانه زندگی کنید.

فعلا خدا نگهدار

علی خلیلی فر

17 فروردین 99

دیدگاهتان را بنویسید