کشف هدف اصلی در زندگی

به نام خداوند بخشنده مهربان

سلام به تو دوست عزیز، که با عشق و محبت همراه علی خلیلی فر هستی.

 

اهداف

هدف چیست؟

هدف یعنی ما چیزی را از جهان درخواست می کنیم و به دنبال آن هستیم که آن را وارد زندگی خودمان کنیم.

هدف ها از کجا می آیند؟

اهداف از جایی می آیند که ما به آن خواسته می گوییم.

یعنی خواسته هایی که وقتی چیزی را می بینیم، مثل یک دوربین، ماشین، ویلا، عروسک، موبایل، باغ، میوه و…  احساس نیاز می کنیم.

 

راه رسیدن به هدف چیست؟

هدف یعنی ما برای رسیدن به خواسته خود حرکت می کنیم و آن میوه یا دوربین را خریداری می کنیم.

اتومبیل یا آن باغ و ویلا و یا هر چیزی که ما می خواهیم به دست می آوریم.

 

هدف ها از کجا می آیند؟

اهداف از خواسته ها می آیند، یعنی شما خواسته ای دارید و برای به دست آوردنش و رسیدن به هدفتان به فکر فرو می روید تا آن را به دست بیاورید.

اهداف از خواسته ها شروع می شوند و به وجود می آیند.

یعنی زمانی که شما یک خواسته ای دارید، یک هدف شکل می گیرد.

تا زمانی که خواسته و هدفی نباشد به هیچ عنوان هیچ اتفاقی در جهان رخ نخواهد داد.

 

هدف ها و خواسته ها یک نیاز هستند،

یک نیاز که شما اتومبیل خوب سوار شوید، یک موبایل بسیار عالی و هوشمند را در دستتان بگیرید و خریداری کنید و از آن استفاده کنید.

این ها اهداف هستند و اگر ما هدفی را در زندگیمان به وجود نیاوریم هیچ اتفاقی در جهان ما رخ نخواهد داد.

این اهداف و این خواسته ها در کل جهان هستی وجود دارد، همان طور که شما خواسته ای دارید

و برای مثال می خواهید کنکور دهید و قبول شوید،

تمام موجودات زنده که در جهان وجود دارند هم خواسته هایی دارند.

 

خواسته های فوق العاده، خواسته های عالی که به دنبال این هستند که آن ها را دنبال کنند

و برای آن ها شبانه روز تلاش می کنند.

 

اما آن ها چه فرقی با شما دارند؟

غیر از شما و کائنات و موجودات زنده ای که غیر شما هستند، چون شما اشرف مخلوقات هستید.

آنها فقط می توانند در یک دایره کوچک از زندگیشان  به اهدافشان شکل دهند و آن را به وجود آورند.

مانند تولید مثل، غذا خوردن، خوابیدن، بیدار شدن، حرکت کردن و آنها در همین حد می توانند زندگی کنند.

اما شما به دلیل اینکه اشرف مخلوقات هستید و خداوند به شما یک باور و یک ثروت واقعی را به نام فکر داده است.

 

هرچیزی طلب می کنی دریافت می کنی

می توانید جهان را به تسخیر اندیشه های خودتان در آورید.

به قول معروف “بیرون ز تو نیست آنچه در عالم هست/  از خود بطلب هر آن چه خواهی که تویی”.

هیچ چیزی در این جهان وجود ندارد که شما نتوانید به آن برسید.

شما می توانید به همه خواسته هایتان برسید به شرطی که به آنها باور داشته باشید و اهدافتان را یادداشت کنید.

شما تا زمانی که هدفتان را از نزدیک نبینید و لمسش نکنید

و مانند اتومبیل سوارش نشوید یا اگر گوشی ای که می خواهید، اگر از نزدیک نبینیدش و لمسش نکنید آن هدف نیست، آن یک رویا است.

 

ولی هدف چیست؟

هدف یعنی اینکه شما روزی بیدار شوید و به مغازه موبایل فروشی بروید، موبایلی که عاشقش هستید را از نزدیک ببینید، لمسش کنید و با آن کار کنید.

این کار خواسته شما را به هدف تبدیل می کند و احساس خوبی را به شما انتقال می دهد.

 

تمرین

برای به دست آوردن هدفتان و آن خواسته یا هر چیز دیگری، خواهشا این تمرین را انجام دهید.

یک روز بلند شوید و حرکت کنید و به بزرگترین گالری ها بروید، به بزرگترین اتومبیل فروشی ها و املاک ها سر بزنید و به خواسته هایتان نگاه کنید.

خودتان خواسته هایتان را انتخاب کنید و زمانی که خواسته هایتان را خودتان انتخاب کردید،

جهان هستی به شما کمک می کند و دقیقا آن چیزی را که می خواهید و آن هدفی را که اعلام کردید را به شما عرضه می دارد.

 

جهان شکل جدیدی می گیرد و از منابعی که نه من می دانم و نه شما قرار است بدانید، منابع را برای شما به وجود می آورد تا شما به آن خواسته واقعیتان برسید.

تا زمانی که این صحبت ها را باور نکنید و با همه وجودتان قبول نکنید

هیچ اتفاقی در زندگی شما نخواهد افتاد.

پس به مرور با هم به جلو حرکت می کنیم و به پیشرفت های بعدی می رسیم.

 

حتما فایل هایی که داخل سایت قرار داده ایم را مشاهده کنید.

آنها را بارها بخوانید تا وارد دریچه واقعی جهان هستی شوید.

جهان هستی که به هر چیزی که فکر می کنید به آن می رسید.

 

مطمئن باشید و به خودتان و خدای خودتان ایمان داشته باشید که قرار است به هر چیزی که می اندیشید به آن برسید.

از خواسته های کوچک گرفته تا خواسته های بزرگ، اهداف به این شکل به وجود می آیند.

 

درسی از پرندگان

حالا بر می گردیم به موضوعی که قرار بود در مورد آن صحبت کنیم.

کار خیلی جالبی را می خواهم با هم انجام دهیم که از خاک و شاخه و برگ های خشک چه چیزی را می توان به وجود آورد.

با همین شاخه هایی که هیچ کاربرد دیگری از دید ما ندارند.

 

اما می خواهم یک درس بزرگ را به شما بیاموزم که تاثیر گذاریش بسیار بسیار زیاد است؛

یک لانه پرنده داریم.

لانه ای که یک روزی یک هدف بوده است.

روزی یک اندیشه بوده است،

یک روز یک تفکر و یک خواسته بوده است و این موجودات کوچک و این پرنده های بسیار زیبا و دوست داشتنی برای هدفشان و برای خواسته شان حرکت می کنند.

 

خواسته آنها و اهدافشان در زندگی چیست؟

هدفشان این است که من قرار است برای بچه هایم که از تخم بیرون بیایند

مکانی را به وجود آورم که بتوانند

در آن آرامش و گرمای خوب داشته باشند تا بتوانند در آن بزرگ شوند.

پدر و مادرشان بتوانند به راحتی برایشان غذا بیاورند و رشد کنند، این یک هدف است.

این هدف از کجا به وجود می آید؟

این بینش و این روح جهان هستی به چه شکلی به وجود می آید که یک موجود بسیار کوچک از خاکی که همه جا وجود دارد

می تواند چنین چیز بسیار زیبا و هنرمندانه ای را به وجود آورد؟

یعنی با این شاخه ها که او دانه دانه با عشق و با آن منقار کوچکش جمع آوری می کند و همه چیز را از صفر شروع می کند.

 

با آن منقار کوچک خاک ها را به گل تبدیل می کند

و دانه دانه و ذره ذره این لانه را می سازد.

از صفر مطلق شروع می کند، از پایین پایین شروع می کند.

 

چرا؟

 

هدف پرندگان

به دلیل این که آن پرنده یک هدف بزرگ در سر دارد.

یک لانه به این زیبایی را شکل می دهد.

از درختان و از شاخه های خشک استفاده می کند

و چندین هزار بار باید در حال رفت و آمد باشد تا بتواند این لانه بسیار زیبا را برای بچه هایش به وجود بیاورد.

 

آیا این موجود و این پرنده در حین مسیر خسته می شود؟

آیا به خودش می گوید که من دیگر توانایی این کار را ندارم و من خسته شده ام؟

یا به دنبال بهانه که این کلاغ به من اجازه نمی دهد!

 

این گربه در کار من اختلال ایجاد کرده و من دیگر خسته شده ام؟

آیا او به این شکل فکر می کند؟

خیر!

او هدف دارد و در این مسیر لذت می برد.

مسیری که باید هزاران هزار متر یا شاید کیلومتر را برود تا شاید بتواند یک شاخه را پیدا کند

و بیاورد و در جای مناسب قرار دهد

و دوباره برود و خاک بیاورد و این خاک را به چوب بچسباند

تا بتواند چنین اثر بسیار زیبا و مهندسی شده را به وجود آورد.

شاید این کار مدت ها زمان ببرد، یک ماه، دو ماه یا حتی شش ماه نمی دانم!

 

ولی زمان زیادی است.

نگاه کنید، پرنده ای که می خواهد تخم گذاری کند چقدر مراحل را باید طی کند تا بچه اش متولد شود و خواسته اش بر آورده شود.

زمانی که آن پرنده، خستگی ناپذیر در مسیر هدفش حرکت می کند،

در نهایت با آرامش در لانه اش می نشیند و بچه های زیبایش را و آن تخم هایی که قرار است به وجود بیایند را متولد می کند و به وجود می آورد

و از آن خلقت و هنرش به آرامش می رسد و در آرامش مطلق به هدفش می رسد.

 

هدف اصلی پرندگان

هدف اصلی او این است که بچه های کوچکش را به دنیا بیاورد،

مدتها روی تخم هایش بنشیند تا آن گرمای بدن و گرمای آن لانه در فضا مهیا شود ،

به آنها غذا بدهد و در یک درخت بسیار بلند بتواند به خواسته اش برسد.

 

خواسته او چیست؟

به دنیا آوردن کودکانش و این عشق، هنر و زندگی او است.

پرنده شبانه روز تلاش می کند تا به هدفش برسد و به هیچ عنوان در این مسیر خسته نمی شود.

اتفاقا وقتی که نگاه می کند لحظه به لحظه انگیزه اش بیشتر می شود

و با عشق بیشتری آن کار را انجام می دهد و به خودش افتخار می کند.

 

الگوبرداری کنید

می خواهم شما هم دقیقا همین طور عمل کنید و از جهان هستی الگو برداری کنید.

از اطرافتان و از موجودات، که زندگی می کنند و اهدافشان را به وجود می آورند.

 

شما از این موجودات کوچک کمتر هستید؟

شما خودتان خالق هستید، اشرف مخلوقات هستید و می توانید هزاران هزار بار زیباتر از این لانه، آن چیزی را که می خواهید خلق کنید.

مگر بهترین برج ها در دنیا را نداریم؟

مگر بهترین خودروهای لوکس و لاکچری را در دنیا نداریم؟

مگر بهترین فرش های دنیا را نداریم؟

مگر بهترین قاب های دنیا را، زیباترین دوربین ها و گوشی ها را نداریم؟

مگر هر چیزی که در جهان می بینیم را نداریم؟

 

خسته نشوید

زیباتر از این فکر کنید و به فکر فرو بروید و بیشتر به اطرافتان توجه کنید و اهدافتان را پیگیری کنید و در این مسیر خسته نشوید.

حق ندارید در این مسیر خسته شوید.

 

حق ندارید در این مسیر بگویید که: من دیگر نمی توانم و دیگر سنی از من گذشته است،

من بچه ام و سنم کم است یا من یک زن تنها هستم، من یک مرد تنها  هستم!

من که زن ندارم و یا من که شوهر ندارم، من یک آدم تنها و بی کسم!

هیچ وقت به این مسائل فکر نکنید.

 

این ها افکار غلطی هستند و تله هایی هستند که ما با افکارمان آنها را به وجود می آوریم

و هر روز و هر روز با این تله ها از اهدافمان دور می شویم.

 

به دلیل همین است که مدام به خودمان می گوییم که چرا هیچ چیزی درست نمی شود؟

چرا هیچ چیزی به خوبی جلو نمی رود؟

به دلیل اینکه ما هدفی را در زندگیمان به وجود نمی آوریم که بخواهیم پیشرفتی داشته باشیم.

یک موجود هدفی را مشخص می کند، مثل ساخت یک لانه، به وجود آوردن و خلق کردن یک لانه به این زیبایی و ببینید که در یک مسیر است،

مسیر هدایت و مسیر هموار شدن راه و او در این مسیر ذره ذره جلو می رود تا به پیشرفت برسد و در نهایت به خواسته اش برسد و خواسته اش خلق شود.

 

دقتتان را بالا ببرید

دوست داشتم که این موضوع را هم با شما در میان بگذارم.

امیدوارم هر کجا که هستید از زندگیتان لذت ببرید و همیشه به اطرافتان دقت کنید.

الگو های عالی را در ذهنتان به وجود آورید

و الگوهای بی نهایت موفق و انسان های بی نهایت را وارد زندگیتان کنید و از آنها برای موفقیتتان الگو بردارید.

 

برای اینکه مسیر آنها را هم یاد بگیرید و تقریبا مسیر آنها را ادامه دهید و در مسیر بزرگتری که مختص خودتان است قدم بردارید،

 

اهدافتان را فراموش نکنید و به دنبال اهدافتان باشید.

همان طور که موجودات زنده، صبح را که آغاز می کنند به دنبال اهدافشان هستند، اهداف کوچکشان!

ولی شما اهدافتان بی نهایت است خداوند، جهان هستی را برای شما خلق کرده است تا بتوانید به تمام اهدافتان برسید.

هر هدفی که داشته باشید به هر میزان، چه کوچک و چه بزرگ می توانید به آن برسید.

می توانید یک خانه هزار و پانصد متری داشته باشید!

می توانید جزیره شخصی داشته باشید همان طور که بیل گیتس و ریچارد برانسون ها دارند.

 

 

شما هم می توانید!

همان طور که بارن بافت ها دارند.

شجریان ها و آیدین آغاداشلو ها دارند.

همان طورکه رضا عابدینی ها دارند شما هم می توانید.

شما زاده شده اید تا اهداف و خواسته های درونتان را پیدا کرده و به آنها یک شکل واقعی بدهید.

آنها را وارد زندگیتان کنید تا بتوانید از آنها لذت ببرید

و به خودتان و خدای خودتان که این جهان را به این زیبایی برای شما عزیز دلش خلق کرده است افتخار کنید.

 

امیدوارم هر کجا که هستید در پناه خداوند یکتا شاد و تندرست باشید و از زندگیتان لذت ببرید.

 

من صبح که از خواب بیدار می شوم با عشق و انرژی اولین کاری که می کنم کامنت های شما را در سایت می خوانم و مشاهده می کنم و لذت می برم.

 

امیدورم که هر روز و هر روز پیشرفت کنید و به موفقیت برسید.

در پناه خداوند هنرمند و یکتا، هنرمندانه زندگی کنید

فعلا خدا نگهدار

علی خلیلی فر

9 فروردین 1399

دیدگاهتان را بنویسید