فقط هنر خودتان را دنبال کنید

به نام خداوند بخشنده مهربان

سلام به تو دوست عزیزم که با عشق و محبت همراه علی خلیلی فر هستی.

امیدوارم که تا به این لحظه از همه ی لحظه های زندگی لذت برده باشید.

می خواهم در مورد یک موضوع بسیار عالی با شما صحبت کنم که بسیاری از افراد این موضوع پاشنه آشیلشان است.

 

آن ها به این فکر می کنند که ما نمی دانیم که چه می خواهیم؟

علاقه ما چه است؟

به چه چیزی باید فکر کنیم؟

و چگونه باید فکر کنیم که بدانیم آن خواسته واقعی ما و علاقه ما چیست؟

 

دوست عزیز اگر می خواهید ببینید که علاقه واقعیتان در زندگی چیست، باید ببینید که چه چیزی به شما احساس آرامش می دهد.

اگر چیزی در وجودتان است که آن را خیلی سرکوب می کنید، احساس می کنید که آن هدف، شما را به خواسته تان نمی رساند و نمی توانید از آن ثروت کسب کنید، دقیقا آن عشق واقعی و علاقه شماست!

 

موانع و افکار مخربی در ذهن شما می آید و ترس هایی وجودتان را در بر می گیرد که فکر می کنید آنها هدف واقعی شما نیستند.

و از آن ها نمی توانید کسب در آمد کنید.

یا فکر می کنید که آن ها خواسته واقعی شما نیستند، اما اشتباه می کنید.

 

همه ما به این نتیجه رسیده ایم که خواسته هایی از کودکی داشته ایم، که وقتی در حال و هوایش هستیم احساس خوبی داریم و انگار حالمان خوب است.

حالمان عالی است، ولی وقتی می خواهیم اجرایش کنیم، موانعی در ذهنمان می آید.

 

افکاری در ذهنمان می آید که به خودمان می گوییم:

مگر می شود با این ایده در آمد کسب کرد؟

این هم مگر برای من نان و آب می شود؟

 

برای شما در بحث هنر مثالی می زنم؛ ممکن است خیلی از افراد در جامعه به شما  بگویند که:

چهار تا خط کشیده اید و به آن هنر می گویید؟!

 

خب این کار را من هم می توانم انجام دهم!

آیا فکر می کنید این کار برای شما درآمد زایی می کند؟

شما آن قدر باید قدرت درونی داشته باشید و آن قدر به خودتان ایمان داشته باشید که اصلا به این افراد توجه نداشته باشید.

یعنی این تفکرات و حرف و خواسته دیگران برای شما اهمیتی نداشته باشد.

 

شما ابتدا باید ببینید که خواسته درونی شما چیست؟

سپس باید به دنبال این باشید که چگونه آن را تبدیل به ثروت کنید، تبدیل به کاری کنید که به شما آرامش، آزادی مالی و مکانی، احساس خوب و رضایت بدهد.

 

اصلا اهداف و خواسته های شما چه چیزهایی هستند؟

 

احساس خوب!

باید بتوانید با کار مورد علاقتان، احساس خوب برقرار کنید و بتوانید از آن بی نهایت ثروت هم بسازید.

برای پی بردن به این موضوع  اولین کاری که باید انجام دهید این است که، در وجود خودمان بگردیم و ببینیم از کودکی  چه چیزهایی به ما احساس خوب می داده است.

 

وقتی که احساس خوب خودتان را پیدا کردید، می توانید ریشه هایش را پیدا کنید.

کم کم جلو بروید و زمانی که به آن فکر می کنید ببینید که آن سد و تفکری که جلوی راهتان قرار گرفته است چگونه به وجود آمده است؟

ما همه خواسته ها و اهداف بزرگی در هنر داریم که در عمق وجودمان است.

 

وقتی که به آنها فکر می کنیم خیلی خوشحال و سر حال هستیم.

خواب نداریم و ذوق و شوق زیادی برای انجام آن کار داریم.

 

باید به این افکار در وجودتان قدرت بدهید و آنها را بیرون بیاورید و بررسی کنید، که علل هایی که شما حس می کنید آن خواسته ی واقعی شما نیست چه چیزهایی می تواند باشد؟

 

یعنی وقتی شما خواسته خود را بیرون می کشید و آن را بررسی می کنید، تازه متوجه می شوید که چه موانعی را سد راه خود کرده اید و هدف و باور و خواسته خود را به کل فراموش کرده اید.

 

به چه دلیل؟

به دلیل اینکه حرف مادر، پدر، خواهر، برادر، دوستان و اقوام روی شما تاثیر می گذارد.

 

قدرت را در دستان خود بگیرید

هرکسی به نوبه خود آمده و مقداری از هدف شما را زیر سوال برده است.

کاری کرده است که شما از این کار احساس خوبی نداشته باشید و مایوس شوید.

حس می کنید که قوی نیستید یا انتخاب شما انتخاب خوبی نبوده است.

متاسفانه در جامعه ما یعنی افکار پدر، مادر و دیگر افراد جامعه این است که اشخاص برای اینکه موفق شوند باید حتما دکتر یا مهندس شوند.

 

چند میلیون نفر در ایران دکتر و مهندس داریم، که بیکار هستند؟

چند نفر سراغ دارید که هنرمندند و به شدت ثروتمند هستند؟

 

مثال هایی مثل استاد شجریان، استاد فرشچیان گویای صحت صحبت هایم هستند.

می دانید که هر یک عدد از تابلو استاد فرشچیان چند میلیون دلار ارزش دارد؟

شما هم مانند این اساتید هستید، فقط اگر بخواهید!

 

خواسته خود را پیدا کنید

خواسته شما یک خواسته درونی است.

 

چه خواسته ای، خواسته واقعی شماست؟

آن خواسته ای که نیمه شب ناگهان بیدار می شوید و با عشق به دنبال خواسته تان می روید.

وقتی که کار می کنید اصلا خسته نمی شوید.

اصلا زمان برای شما معنی نمی دهد.

 

در هنگام انجام آن کار به پاهای شما فشار وارد نمی شود و دست های شما خسته نمی شود.

فکرتان خسته نمی شود، فیزیکتان خسته نمی شود و دوست ندارید بخوابید و فقط می خواهید آن کار را ادامه دهید.

 

آن عشق شما است!

حالا هر چقدر مردم می خواهند بیایند و حرف بزنند،

غر بزنند یا هر چرندیاتی که می خواهند را به شما بگویند و بروند.

آن کار عشق و زندگی شما است و احساس فوق العاده ای را به شما نشان می دهد.

 

وقتی که این احساس فوق العاده را دارید،

چرا اجازه می دهید دیگران احساس بد خودشان را به شما انتقال دهند؟

اصلا احساس بد دیگران به شما چه ارتباطی دارد؟

مگر این احساسات بد، افکار و باورهای شما هستند؟

خواهشا افکار و خواسته های خود را با کسی در میان نگذارید!

 

افکار خود را جلو ببرید

اصلا کسی لیاقت مشورت را غیر از خودتان ندارد.

خودتان باید صلاح و مشورت خودتان را به وجود بیاورید.

وقتی که با دیگران مشورت می کنید آنها شما را ضعیف می کنند.

 

به چه دلیل؟

به دلیل عقل ناقص خودشان!

به دلیل اینکه خودشان در زندگی هیچ کاری نتوانستند بکنند و می خواهند در زندگی شما چه خواسته چه  ناخواسته سنگ جلوی پایتان بیندازند.

 

نمی گویم حتما عمدی در کار است، اما گاهی هم خواسته و عمدی این کار را انجام می دهند.

بعضی ها واقعا درکشان نمی رسد، دلسوز هستند ولی درکشان نمی رسد چرا؟

 

به دلیل اینکه نهایتا کل دارایی او 20 میلیون تومان است.

خوب این شخص چه طور می خواهد شما را راهنمایی کند که می شود طور دیگری هم زندگی کرد؟

می شود پورشه، بی ام و سوار یا بنز سوار شد.

 

او چطور می تواند شما را راهنمایی کند وقتی که کل دارایی اش یک پراید است؟

وقتی که کل دارایی اش 20 میلیون تومان است!!!

آن هم با قرض و هزار و یک قسط و بدهی!

 

آن شخص چطور می خواهد به شما افکار بزرگ را نشان دهد؟

وقتی که خودش این باور را دارد و موفق و ناموفق بودنش در زندگی مشخص است؟

 

حالا بیاید هر چقدر دلش می خواهد برای شما سخنرانی کند.

وقتی که نتوانسته در زندگی به موفقیت برسد و هیچ دارایی ندارد چطور می تواند شما را موفق کند،

 

به شما مشاوره بدهد و مشاوره اش درست باشد؟

 

به چه کسی اعتماد می کنید

برای شما مثالی می زنم: شخصی را در نظر بگیرید که بهترین جراح دنیا است مثل پرفسور سمیعی، بزرگترین جراح مغز و اعصاب جهان.

در نظر بگیرید که این شخص به فرض مثال برای یک جراحی و یک مشاوره، 20 میلیارد تومان هزینه می گیرد.

حال پزشک دیگری می آید و می گوید من همان کار را با دو میلیارد انجام می دهم!

 

حرف مرگ و زندگی است دیگر، درست است؟

شما حاضرید به چه شخصی پول بیشتری بدهید؟

به کسی که برند است و خیالتان راحت است؟

 

یا یه شخصی که با هزینه خیلی کمتر آن کار را انجام می دهد ولی برند نیست، افراد دیگر را می کوبد و جایگاهی ندارد.

جایگاه ساخته شده افراد، با باورها، اهداف و خواسته هایشان ساخته می شود.

 

شما وقتی که یک خواسته و یک باور درونی دارید و آن را به اشتراک می گذارید، یعنی شما به افراد دیگر اجازه می دهید که در زندگی شما دخالت کنند.

یعنی خودتان با دست خودتان کاری می کنید که دیگران در زندگیتان دخالت داشته باشند.

با افکار خودتان زندگی کنید اجازه ندهید کسی برای شما تصمیم بگیرد.

آن عشق واقعی، آن انگیزه واقعی و آن احساس واقعی که نسبت به خودتان دارید،

را برای خودتان و در وجودتان نگه دارید.

چه غلط باشد و چه درست، به هیچ شخصی ارتباطی ندارد.

 

دوست عزیز ما یک بار به این جهان آمده ایم و یک بار حق زندگی کردن داریم.

این حق زندگی کردن را با کسی به اشتراک نگذارید.

اهداف و باورهای خودتان را داشته باشید.

حس قلبی خودتان را داشته باشید و به خودتان ایمان داشته باشید.

 

با عشق ادامه دهید

بگویید من می توانم و توانایی این که به خواسته هایم برسم را دارم.

وقتی که خواسته هایتان را پیدا کردید، آن احساس خوب، کاری که اصلا خسته تان نمی کند و دیوانه آن کار هستید، بدانید که آن خواسته، خواسته واقعی شما است که باید آن را موشکافانه پیدا کنید و آن را پیگیری کنید و آن استعداد را در درونتان بزرگ کنید.

 

“می خواهم بگویم که انسان عاشق به چه شکلی زندگی می کند.

من خودم به شخصه عاشق تر از خودم در حوزه هنر در هیچ جای دنیا ندیده ام.

یعنی این را به جرعت می توانم بگویم که واقعا عاشق شغلم هستم، عاشق صحبت کردن، عاشق این که از کارها و نتیجه ی کارهایم  برای شما بگویم و حس و حالم را با شما در میان بگذارم.

 

خبر خوب

یک محصول فوق العاده عالی برای شما آماده کردم که این محصول برای اشخاصی است که دوست دارند لول های خیلی خیلی بالاتر را در وجودشان و درونشان ببینند و احساس کنند.

اسم این محصول «شکاف در هنر است».

از همه زاویه ها و همه چیز ساعت ها می خواهم در این شکاف در هنر برای شما صحبت کنم،که اصلا از کجا شروع می کنید.

و در طی مسیر چه راه هایی را طی می کنید، الهاماتی که به شما می رسد را چگونه تبدیل به واقعیت کنید و چه کارهایی را باید انجام دهید.

 

خواسته هایتان در زندگی چیست؟

باورهایتان چیست؟

وقتی که در زندگی قدم برمی دارید  باید چه باور هایی را انجام دهید و چه تمریناتی را در پیش بگیرید.

من دنیایی از آگاهی و کل تجارب 10 الی 15 سال خودم را به پای این دوره گذاشته ام.

یعنی این دوره و این محصول «شکاف در هنر»، در جامعه هنری می خواهد شکاف به وجود بیاورد.

کسانی این دوره را تهیه می کنند که درسطح آگاهی بالاتر بخواهند این مطالب را دریافت کنند .”

 

الهامات را جدی بگیرید

می خواهم بگویم یک انسان عاشق چه کارهایی را و با چه درجه ای از خواسته هایش انجام می دهد.

وقتی این احساس را داشته باشید مثل من، ساعت 3 نیمه شب بیدار می شوید و به دنبال الهامی که به شما شده است می روید.

ناگهان ایده ای برایتان به وجود می آید و به شما کلمه ای الهام می شود.

شما اراده می کنید و آن را انجام می دهید.

 

حتی تصویر آن را هم در خواب دیده اید و می دانید چه تصویری است.

و دنبال چه ایده ای هستید.

 

بعد در اینترنت سرچ می کنید و به سایت مورد نظر می رسید و می گویید:

خدایا مگر می شود؟

این عکس 15 دقیقه پیش در این سایت بارگذاری شده است!

 

نمی دانم حس و حال من را درک می کنید یا نه؟

کل زندگی من معجزه است و به همین صورت پیش می رود.

یعنی من خوابم، ناگهان بیدار می شوم و به من الهام می شود که چنین کاری را انجام دهم یا چنین جمله یا حرفی را بزنم.

زمانی که می خواستم آن استوری را آماده کنم، آن عکس هم در ذهنم به من الهام شد.

 

وقتی رفتم و سرچ کردم فقط اشک می ریختم، می گفتم خدایا این عکس 15 دقیقه قبل روی این سایت بار گذاری شده است!

می خواهم از احساس آن زمان برای شما بگویم و شما هم بتوانید آن را درک کنید.

 

من در فایل های رایگانم مقداری از این صحبت ها را گفته ام، ولی در دوره شکاف در هنر، من خودم را برای شما بازگو می کنم.

یعنی همه وجود خودم و همه کارهایی که انجام داده ام و نتیجه گرفته ام را در این دوره جامع قرار داده ام.

 

می خواهم بگویم هر کسی که این دوره را تهیه کند از همان اول، نه از چند ماه یا چند سال بعد، از همان لحظه اول نشانه ها و تغییرات بزرگ در زندگیش شروع خواهد شد.

 

خیلی خیلی خوشحالم که دوباره توانستم با شما عزیزانم در ارتباط باشم.

 

در پناه خداوند هنرمند و یکتا، هنرمندانه زندگی کنید.

فعلا خدا نگهدار

علی خلیلی فر

4 اسفند 99

دیدگاهتان را بنویسید