پولسازی در هنر

به نام خداوند بخشنده مهربان

سلام به تو دوست عزیز که با عشق و محبت همراه علی خلیلی فر هستی.

بسیار خوشحالم که یک بار دیگر فرصت شد که با شما در ارتباط باشم فایل های من را دریافت کنید و از هنر لذت ببرید.

به این دلیل که از کهکشان هنر هر چیزی که بخواهید و هر چقدر ثروت که بخواهید

می توانید به آن برسید به شرطی که  قلب هنر خدا را لمس و کشف کنید و به کهکشان بی نهایت هنر وارد شوید.

مطمئنم که از آن لذت می برید.

 

بسیار با دقت این فایل را بخوانید زیرا اطلاعاتی را در این فایل برای شما اعلام می کنم، که کل زندگی هنریتان را برای همیشه می تواند متحول کند.

پس همین حالا یک دفتر چه بردارید و و با جان و دلتان این فایل را بخوانید و برداشت کنید و از آن لذت ببرید.

 

چگونه از هنر پول در بیاوریم

خیلی از افراد به این فکر می کنند که از هنر نمی توان پول در آورد.

از آنجایی که خانواده ما، دوستان و آشنایان ما همیشه به هنرمندان خندیدند، همیشه مسخره کردند

 

و همیشه گفته اند که مگر هنر هم شد کار؟!

مگر هنر شغل محسوب می شود؟

مگر با هنر می شود زندگی کرد؟

مگر می شود با این هزینه های سر سام آور از هنر پول در آورد؟

 

این باورها سال های سال است که در هنرمندان ما رخنه کرده است و مثل سیمان به آن ها چسبیده است.

ما حس می کنیم که هنر فقط یک ذوق است و نمی شود از آن پول در آورد.

اما من در اینجا با افتخار به شما می گویم که از هنر هم می شود به بی نهایت ثروت رسید.

از هنر می توانید به همه ی دستاوردهایتان برسید.

 

آنقدر رشد کنید که حتی بزرگترین حکومت ها، یا بزرگترین شرکت های متعدد هنری نتوانند به آن دستاوردها برسند

به شرطی که حرف های من را با جان و دل بپذیرید و اجرا کنید، تا بتوانید به بی نهایت کهکشان هنر دست پیدا کنید.

 

گذشته علی خلیلی فر

برمی گردم به گذشته خودم، زمانی که 16 یا 17 سالم بود، همیشه تلاش می کردم.

برای اینکه پول در بیاورم در مکان های متعددی کار می کردم.

در انتشارات متعدد، در بیمه سامان، در شهریاران جوان، در شهرداری ، در حضور دکتر آزمندیان، در مجلات متعدد و در فروشگاه لوازم تحریر کار کردم.

از آنجایی که من همیشه به دنبال پیشرفت بودم زمانی که کار می کردم می دیدم که آخر ماه برای من چیزی نمی ماند.

یعنی هر چقدر حساب می کردم چیزی نمی ماند که من بخواهم از آن پول لذت ببرم.

هر چقدر بیشتر کار می کردم و هر چقدر وقت بیشتری برای کارم می گذاشتم

 

باز به پول و به خواسته هایم نمی رسیدم.

از آنجایی که همیشه به دنبال یک راه حل مناسب بودم شروع کردم به کتاب خواندن و فایل گوش دادن، صحبت کردن و بررسی کردن شرایط.

شبانه روز در گوش من هدفون بود و واکمن، سی دی من و ام پی تری پلیر روشن بود.

شب و روز من فایل های صوتی گوش می دادم.

 

شب و روز خودم را به آموزش بسته بودم و کتابهای متعددی می خواندم.

زمانی که این مطالب را با همه وجود درک کردم و پذیرفتم

به این نکته رسیدم، که این بالا ایراد دارد!

باورهای من است که ایراد دارد و اجازه نمی دهد من به ثروت واقعی برسم.

 

 

دلیلش باورهای من بود

این باورهای محدود کننده که مثل سیمان به افکارم چسبیده بودند و اجازه نمی دادند که من کهکشان هنر را کشف کنم و به پیشرفت برسم.

زمانی که به این باور رسیدم و اجرا کردن را شروع کردم،

کم کم تغییرات در زندگی من شروع شد و توانستم به آن مسیری که دوست دارم برسم.

زمانی که می خواستم انتشارات بابان را با کمک برادرم استارت بزنیم، من ایده ای به ذهنم رسید.

این که ما تغییری به وجود بیاوریم و کتابی را به چاپ برسانیم که همه بتوانند در آن کار کنند،

بتوانند آثارشان را برای ما بفرستند تا چاپ کنیم و برایشان رزومه شود.

دیده شوند و از آن لذت ببرند.

 

همیشه عاشق این بودم که برای خودم و برای هنرمندان دیگر تاثیر گذار باشم

و این احساسی بود که خداوند در قلب من انداخت و آن را به وجود آورد.

من برای شروع این کار هر روز به دانشگاه ها می رفتم و درهای کلاس ها را می زدم و وارد می شدم،

می گفتم چنین پروژه ای است که به این شکل کار می کند.

 

خیلی ها به من خندیدند و مسخره ام کردند و گفتندکه این ایده عملی نمی شود.

فقط یک نفر ثبت نام کرد و آن یک نفر همچنان در کتاب های ما، درگرافیک سال بابان و شعر سال بابان با ما همراه است.

می خواهم بگویم زمانی که این موانع را دیدم و فقط یک نفر با ما همراه شد و با وجود این همه انرژی که گذاشته بودم،

 

به نظرتان ناامید شدم؟

خیر!

هر روز که جلوتر می رفتم، انگیزه می گرفتم و می گفتم که این تضاد است و من باید راه حل آن را پیدا کنم.

من باید به آن چیزی فکر کنم که می خواهم.

خواسته من رشد بود و فقط به آن خواسته فکر می کردم.

 

 

ناگهان ایده ای در ذهن من آمد

زمانی که با دوستانم دور هم نشسته بودیم فکر می کردم که علی،

چرا تو که این ایده را داری فقط در سطح دانشگاه کار می کنی؟

سپس در اینترنت و فیس بوک جست و جو کردم.

آن زمان ما فقط فیس بوک داشتیم و حتی من دفتر کار هم نداشتم.

 

از کم شروع کنید

دوست عزیز، هنرمند ارجمند من از صفر کارم را شروع کردم.

از خانه و از اتاق خودم با یک خط تلفن و یک لپ تاب.

با فیس بوک و نه با یک سایت رسمی.

با کمترین امکانات، به دلیل اینکه باور داشتم که من باید با کمترین امکانات شروع کنم

تا بتوانم پله های ترقی را یکی یکی جلو بروم و به پیشرفت برسم

و این شد که من با این باورها به سمتی هدایت شدم

که این ایده گسترش پیدا کند و همه ایران بتوانند در آن شرکت کنند.

 

در سال اول 132 نفر در کتاب گرافیک سال بابان یک، ثبت نام کردند و من بی نهایت خوشحال شدم.

نمی دانید چقدر انرژی و انگیزه گرفتم

و خدا را شکر و سپاسگزاری می کردم از اینکه از یک سطح پایین شروع کردم و دیدم که قوانین خدا جواب می دهد.

 

باورهایتان را تغییر دهید

اگر می خواهید باورهایتان را تغییر دهید و الگوی درستی در افکارتان به وجود آورید باید کهکشان جهان هستی تان را تغییر دهید.

 

کهکشان هنر چیست؟

شما فکر کنید خود ما که در روی زمین هستیم، این زمین خود در یک کهکشان بی نهایت و بی کران است،

زمین در حال گردش به دور خودش است و صبح شب می شود و شب صبح می شود.

ما در این کهکشان در حال گردش هستیم.

 

شما فرض کنید که کهکشان های بی نهایتی وجود دارد،

کهکشانی که درونش فقر، ناراحتی، تنبلی، طلاق، بی احترامی، دوستان معتاد،

دوستانی که فقط قرار است به ما توهین کنند، فقط بلدند به ما ضربه بزنند.

مردمانش، مردمی هستند که فقط به ما توهین می کنند

و به فقر فکر می کنند و ذهن ما را فقیر می کنند.

 

در کهکشان به این بزرگی کهکشان دیگری وجود دارد که درونش پر از ثروت است، پر از آرامش و تندرستی است.

پر از ایده های بزرگ است که می تواند آن کهکشان را متحول کند و تغییر به وجود آورد.

ما تا زمانی که افکارمان در این کهکشان هنری فقر وجود دارد،

هر چقدر هم که تلاش کنیم دسترسی به این کهکشان ثروت را نداریم و فاصله زیادی با آن داریم.

زمانی می توانیم به این کهکشان هنر ثروت وارد شویم، که این بالا را تغییر دهیم.

 

باورهایمان را تغییر دهیم.

به این فکر نکنیم که انسان های عوضی فقط ثروتمند می شوند و فقر برای انسان های خوب است.

مومنان فقیر هستند و افراد ثروتمند افرادی پوچ و بیهوده هستند که فقط به دنبال ضربه زدن هستند.

این یک باور کاملا غلط است!

 

تغییر کهکشان دهید

شما اگر می خواهید به موفقیت برسید باید ازکهکشان فقر به کهکشان ثروتمندان، به کهکشان هنر الهی که خود خدا در آنجا قرار دارد وارد شوید.

این کهکشانی که الان داخلش هستید را شیطان اداره می کند.

این کهکشان فقر را شیطان مدیریت می کند و به شما ناخواسته ها را می دهد.

 

شما را به فقر تشویق می کند.

دوستان بد به زندگیتان وارد می شوند.

من دوست دارم شما را وارد این کهکشان هنر الهی کنم.

هنر الهی و هنر عشق، قلب خدا و قلب هنر خدا.

شما از خود طبیعت هستید.

 

شما از خود خدا هستید.

شما باید در این کهکشان قرار بگیرید که همه چیز در این کهکشان وجود دارد.

 

یک خبر خیلی خوب!

شما به محض اینکه تغییر فکر می دهید

و قرار می شود که از کهکشان فقر به کهکشان ثروت و هنر واقعی الهی وارد شوید،

همه ی نشانه های هستی به شما می گویند که فرمانبردارم سرورم!

هر چه بخواهید برای شما محیا می کنند.

 

این کهکشان جادوست.

این کهکشان مثل چراغ جادویی است که هر چیزی که به او می گویید،

می گوید: فرمانبردارم سرورم، چه چیزی را می خواهید تا برایتان به وجود آورم.

 

تکامل را تجربه کنید

یک توضیح دیگر اینکه، اگر شما در کهکشان فقر قرار گرفته اید و می خواهید به کهکشان ثروت برسید،

به هیچ عنوان نمی توانید ناگهان وارد این کهکشان ثروت شوید و به بی نهایت ثروت الهی برسید .

شما باید مراحل را طی کنید.

 

به طور مثال، شما از کهکشان راه شیری باید به مرحله بعدی بروید

از کهکشان بعدی وارد مرحله بعد شوید

و همین طور این کهکشان ها را طی کنید تا به کهکشان الهی برسید.

همان طور که شما از در آمد 500 هزار تومانی نمی توانید به در آمد 500 میلیاردی برسید.

 

شما باید مراحل را طی کنید.

شما باید این مراحل و این کهکشان ها را طی کنید تا به کهکشان الهی برسید.

به کهکشانی که درون آن همه چیز است، ثروت، معنویت، آرامش، نشاط، تندرستی، خدا، زندگی، نیرو، عشق، دوستان عالی و… .

باید با الگوهای درست شروع کنیم و باورهایمان را در ذهنمان تغییر دهیم،

که هر روز کهکشان ما تغییر داشته باشد و آرام آرام به آن برسیم.

همان طور که انتشارات بابان در طی 5 سال به این شکوه و ثروت رسید.

 

در ویلای شخصیمان هستم.

همیشه آرزو داشتم که یک ویلای شخصی داشته باشم که راحت باشیم و خودمان کارهایمان را انجام دهیم.

به هر چیزی که فکر کنید، می توانیم به آن برسیم

همان طور که روزی ویلا داشتن برای من مثل یک رویا بود ولی الان ویلای ما در بهترین منطقه شمال کشور، قرار دارد.

هر زمان که به اینجا می آیم دیوانه می شوم

و از خود بی خود می شوم و خدا را بیشتر درک می کنم.

خدا را بیشتر وارد قلبم می کنم که به موفقیت برسم.

 

تمرین

تمرینی که می خواهم به شما بگویم اولین و مهمترین تمرین است.

در وهله اول، از کهکشان فقر شروع کنید به حرکت کردن به سمت کهکشان ثروت.

نمی گویم که به طور ناگهانی به کهکشان هنر الهی، قلب تپنده خدا بیایید.

شما شروع می کنید به تغییر و تغییر و تحولی که در شما به وجود می آید،

باعث شروع شدن و حرکت کردن می شود

و در طی دو الی چهار سال زندگی شما متحول خواهد شد و به بی نهایت ثروت می رسید.

من به شما قول می دهم و تعهد می دهم

که اگر دقیقا مسیری را که من به شما می گویم طی کنید،

 

دقیقا به جایگاهی که من الان ایستاده ام و فراتر از من می رسید.

دقیقا کنار منی که به همه چیز رسیده ام و قوانین را درک کرده ام.

می توانید یکی از ثروتمندان عالی در حوزه هنر شوید، به شرطی که الگو های عالی را برای خودتان انتخاب کنید.

به شرطی که افراد عالی که در این کهکشان هنری بزرگ هستند را هم وارد کنید و بگذارید آنها هم وارد شوند.

 

شما هم به پیشرفت برسید و تغییر کنید و در این مدار بیایید.

چند سال آینده به من بگویید: آقای خلیلی فر من هم وارد کهکشان هنری شما شدم.

چقدر زندگیم تغییر کرده است.

چقدر حرف های شما درست بود.

از زمانی که این تمرینات را شروع کردم، هم زندگیم تغییر کرد.

 

 

تمرین اول

قلم و کاغذتان را بردارید و یک دفترچه فوق العاده برای خودتان انتخاب کنید.

من یک دفترچه برای سال 99، برای خودم آماده کرده ام.

یک دفتر خیلی زیبا که هنوز چیزی درونش درج نشده.

می خواهم در این مسیر نشانتان دهم که

در سال 99 چه اتفاقاتی می خواهد برای علی خلیلی فر و برای شما بیافتد.

دفترچه ای دیگر که برای سال 98 است که من در آن شعارم را نوشته بودم.

می خواهم بگویم داخل این دفترچه فوق العاده، پر از درخواست های من است

و نکته قابل توجه موضوع این است که من به تمام آن در خواست ها رسیده ام.

این کار همیشگی من است.

 

در این چند سال از سال 92 تا سال 98 دفترچه های بسیار زیادی دارم

که به همه خواسته هایی که درونشان نوشته بودم، رسیده ام.

چون می خواستم تغییر کهکشان بدهم.

 

 

من می خواستم با عشق و با انرژی تغییر کنم

لطفا صحبت های من را بدون هیچ گونه برداشتی با تک تک سلول هایتان بپذیرید و انجام دهید.

به دلیل اینکه شخصی با شما صحبت می کند که خودش همه ی این مسیر را رفته است و دقیقا می داند پاشنه آشیل هنرمندان چیست.

 

چرا در جاهایی اتفاقاتی میافتد که نمی توانند موفق شوند؟

چه کاری انجام می دهند که به موفقیت می رسند؟

مطمئن باشید که اگر این تمرینات را انجام دهید و تعهد بدهید،

به دستاوردهایی می رسید که حتی بزرگترین حکومت ها و حتی بزرگترین کشورها هم نمی توانند به این دستاوردها برسند.

به این موضوع یقین و ایمان داشته باشید که قدرتی در نوشتن است که در هیچ کلمه ای نمی گنجد.

من همیشه این کار را می کنم.

 

فقط می نویسم و یادداشت می کنم تا تغییر  ایجاد کنم.

زمانی که شروع به نوشتن می کنید، شاید زمان هایی ذهنتان بگوید: نه شما که نمی توانید!

شما که در سطح این موضوعات نیستید!

 

مگر می شود از هنر پول درآورد؟

یعنی ذهن ما فقط منتظر این است که شما یک اشتباه کنید

و هزاران دلیل برای شما می آورد که شما نمی توانید.

ولی اگر هزاران هزار کار مثبت انجام دهید، ذهن شما طوری برنامه ریزی شده است که آنها را نمی بیند.

شما زمانی که خواسته هایتان را یادداشت کنید و در مسیر قرار بگیرید به همه آن خواسته ها می رسید.

 

 

هیچ وقت به دنبال این نباشید که به سرعت به موفقیت برسید

به دلیل اینکه باید گام به گام جلو بروید و مراحل را طی کنید

تا بتوانید به خواسته هایتان برسید، همان کاری که من کردم.

مطابق این برنامه ای که برایتان آماده کرده ام حرکت کنید.

می خواهیم مرحله به مرحله جلو برویم.

 

اتفاقاتی در سال 99 برای شما میافتد که باورتان نشود.

زندگیتان تغییر کند و به دستاوردهای بزرگ برسید.

من به شخصه این مراحل را اجرا کرده ام و خودم پیام خودم هستم.

 

 

من یک هنرمندم

من فردی هستم که خدا را درک کرده ام.

خدای واقعی را!

 

می خواهم قلب هنر خدای واقعی را در وجودتان وارد کنم

و شما را به بی نهایت ثروت، آرامش، شادی، تندرستی، خوشبختی، نشاط و به هر چیزی که می خواهید برسید.

به دلیل اینکه خدا می خواهد.

 

به دلیل اینکه خدا می خواهد شما ثروتمند شوید،

به دلیل اینکه خدا دنبال ثروتمند شدن شما هست و این قانونی است که شما باید ثبت کنید.

اهدافتان را بنویسید تا من بتوانم مرحله به مرحله به شما کمک کنم.

 

 

داستان موفقیت های علی خلیلی فر

همیشه وقتی می خواهم کاری را به انجام برسانم

با تمام انرژی و با تمام وجودم آن کار را انجام می دهم

و هیچ وقت سدها را برای خودم مانع نمی دیدم.

سد هایی که وارد زندگی من می شدند

هیچ وقت فکر نمی کردم که قرار است این سدها به من ضربه بزنند.

 

همیشه می گفتم که قرار است این موانع من را بزرگتر کنند.

این سدها و این تضادها باعث پیشرفت من می شوند.

من شب و روز روی خودم کار می کردم.

 

وقتی که روی خودتان کارکنید، وقتی روی باورهایتان کارکنید، وقتی که تغییر مسیر دهید،

زمانی که کهکشان هنر واقعی خدا رادرک کنید و وارد کهکشان هنری خدا شوید، زندگیتان تغییر می کند.

دوست دارم که این لباس فضا نوردی را تنتان کنید و با هم وارد این فضای عالی و فوق العاده خدا شوید.

 

لباس فوق العاده فضا نوردی را بپوشید و وارد کهکشان هنر خدا شوید.

در این کهکشانی که شما هستید فعلا ثروت نیست.

فعلا زیبایی ها نیست، فعلا آن آرامش و آن دوستان فوق العاده ای که می خواهید نیست.

 

 

گام به گام می خواهیم به جلو حرکت کنیم

و به شما بگویم که چگونه می توانید این لباس فضا نوردی فوق العاده را بر تن کنید

و وارد کهکشان هنر الهی شوید تا بی نهایت ثروت برای شما به وجود بیاید.

بی نهایت آرامش برای شما به وجود بیاید و به تمام دستاوردهایتان برسید.

به خاطر اینکه شما هنرمند هستید.

 

شما فرد بزرگی هستید، خودتان را دست کم نگیرید.

شما انسان ارزشمندی هستید به دلیل اینکه خداوند از هنرمندان حمایت می کند.

به دلیل اینکه شما خالق هستید و خلق می کنید.

 

شما شخصی هستید که می توانید تغییر و تحول به وجود آورید.

شما می توانید خودرو سازی به وجود آورید.

شما می توانید بزرگترین گالری های عالی را بزنید.

شما هنرمند هستید، شما خلاق هستید، شما دانشمند هنر هستید خودتان را دست کم نگیرید!

 

از پایین شروع کنید

از پایین پایین قرار است شروع کنیم، همان طور که من شروع کردم.

از پایین شروع کردم و هر روز و هر روز رشد کردم و الان یکی از ثروتمندان کشور هستم.

خدا را به دلیل این موضوع بسیار سپاسگزارم.

 

هر روز اتفاقات بزرگتر، ثروت های بیشتر، آرامش بیشتر.

به دلیل اینکه خدا را درک و او را وارد قلبم کردم

و فقط و فقط از او خواستم تا من را هدایت کند.

گوشهایم را تیز کردم برای چیزهایی که می گوید و قلبم را آماده کردم.

 

 

خیلی به مغزتان اعتماد نکنید!

قلبتان است که قرار است کارها را انجام دهد.

خدا قلبی به ما داده است، رگهایی به ما داده که خون را پمپاژ کنند

برای زیباتر کردن زندگی ما، برای بیشتر به آرامش رسیدن ما.

مغز فقط تصمیم گیرنده است، قلب است که اجرا می کند.

 

قلب بزرگی داشته باشید.

شما هنرمند هستید و قلب بزرگی دارید.

شما ارزشمند هستید.

می خواهم وارد ثروتتان کنم و می خواهم شاد زندگی کنید .

 

اصلا باورهای ما چه است؟

اصلا افرادی هستند که در مدار فقر باشند و فقیر باشند؟

تهی باشند و خداوند را درک نکرده باشند؟

آیا افرادی هستند که مومن باشند و ثروتمند باشند و زندگی عالی داشته باشند؟

آیا هنرمندانی هستند که هم فقیر باشند هم ثروتمند؟

آیا هنرمندان یا الگو هایی هستند که از هنر به بی نهایت ثروت رسیده باشند؟

آیا هنرمندانی هستند که در این مدار بزرگ قرار دارند؟

و اگر در این مدار بزرگ و این کهکشان هنری بزرگ قرار دارند، چه الگوهای فکری دارند؟

چگونه فکر می کنند؟

چه باورهایی داشتند که در این کهکشان بزرگ هنری وارد شدند؟

 

تمرین دوم

تمرین دومی که برای شما دارم و بسیار هم حائز اهمیت است اینکه در آمد ماهیانه امسالتان را بنویسید و یادداشت کنید

که به حول قوه الهی و قدرت هنر الهی خداوند، من به کهکشان ثروت و هنر الهی در کمتر از یک سال وارد خواهم شد.

گام به گام قرار است که با هم جلو برویم.

 

خواهشا اگر این دو تمرین را انجام ندادید خواندن این مقاله را ادامه ندهید و مقاله بعدی را هم نخوانید.

به دلیل اینکه من دیگر نمی توانم کمکتان کنم و نمی توانم کاری برای شما انجام دهم. تمریناتتان را انجام دهید.

دو تمرین مهم را گفتم.

 

یک اینکه تعهد بدهید که من در یک سال آینده در آمد خودم را در هنر 4 برابر خواهم کرد و در آمد حال حاضر را بنوسید.

برای مثال اسم خود را بالای صفحه بنویسید که مثلا من علی خلیلی فر هستم

و امسال این مقدار درآمد ماهیانه ام هست

و ان شا الله به حول قوه الهی و با کمک خداوند متعال و هنرمند، من واردکهکشان هنر الهی خواهم شد.

حتما این تمرینات را انجام دهید.

 

منتظر کامنت هایتان هستم.

حتما مشارکت کنید و در این 3 الی 4 روز حتما سوالاتتان را بپرسید

که من در فایل بعدی که می خواهم برای شما آماده کنم،

موضوعات مورد نظر شما و سوالات شما هم شامل شود.

 

در پناه خداوند یکتا، هنرمندانه زندگی کنید.

فعلا خدا نگهدار

علی خلیلی فر

20 فروردین 99

دیدگاهتان را بنویسید