سفر به زندگی هنری

به نام خداوند بخشنده مهربان

سلام به تو دوست عزیزم که با عشق و محبت، همراه علی خلیلی فر و سایت وزین بابان آرت دات کام هستی.

 

سفر به هنر درونی

سفری بسیار عالی را شروع می کنیم.

می خواهیم سفر به هنر دورنی را با هم آغاز کنیم و درس های بزرگی را قرار است

در این سفر فوق العاده با هم به اشتراک بگذاریم و با هم، هم فکری کنیم.

این افکار، افکار پنهانی ما است.

 

که چرا ما در طول روز ناراحت هستیم یا افکاری داریم که باعث ناراحتیمان می شود؟

حس می کنیم که هیچ هدف و انگیزه ای در زندگی ما تاثیر گذار نیست و اگر هدفی هم در زندگیمان قرار می دهیم باعث ناراحتی ما می شود.

باعث غمگین شدن ما می شود،

 

باعث می شود که اطرافیان بیشتر به ما حمله کنند و بیشتر ما را ناراحت کنند.

بیشتر ما را به پوچی برسانند.

اهداف ما برایشان بی اهمیت و بی ارزش باشد.

 

تمام این افکار نیازمند یک سفر درونی هستند که هنر واقعی درونیمان را کشف کنیم.

می خواهیم در سفر به هنر درونی، به خواسته ها و اهدافی که برای آرامش به آن ها نیاز داریم، برسیم.

نیاز داریم تا به نشاط برسیم، نیاز داریم که به خوشبختی و ثروت و آگاهی و تندرستی برسیم.

 

همه این ها نیازهای ما هستند که سوالات درونی ما و پاسخ دادن به آن ها باعث می شود که ما احساس خوشبختی کنیم.

احساس نشاط و لیاقت کنیم.

احساس اینکه شما فردی هستید که به این جهان آمده اید که تاثیر گذار باشید.

 

 

شما هنرمند ارزشمندی هستید

شما شخصی هستید که به این جهان ورود کرده اید تا تاثیری بی نهایت در این جهان بگذارید.

می خواهم شما را به طبیعت زیبا و فوق العاده در ویلای شخصیم که در شمال است بیاورم.

این طبیعت، این پهناوری، این عظمت کوه ها، جنگل های زیبا و دریاها،

همه ی این ها زمانی برای من یک رویا و هدف بود و امروز خداوند هنرمند،

این هدف و خواسته من را برای من خلق کرده است؛ تا از این طبیعت بسیار عالی به آرامش و نشاط برسم.

 

به تندرستی و  آگاهی های بیشتری برسم تا بتوانم فایل های تاثیرگذار و دوره های تاثیرگذارتری را برای شما آماده کنم.

همیشه سفر عالی است.

سفر کردن باعث می شود که ما با خودمان یکی شویم.

سفر باعث می شود که به شناخت خودمان برسیم.

سفر باعث می شود که ما خود واقعیمان را درک کنیم، خود واقعی که همه ی زندگیمان را در بر می گیرد.

 

 

چرا گاهی اوقات من ناراحت هستم؟

1- mچون فکر می کنم شادی باید تایم کمی داشته باشد.

2- چون حرف های ناراحت کننده اطرافیان روی من تاثیرگذار است.

3- چون فکر می کنم اگر خوشحال باشم بعد از آن ناراحتی به وجود می آید.

4- چون عادت کرده ام به ناراحت بودن و این ناراحتی وابستگی به وجود آورده است.

5- چون ناراحت بودن آسان تر از شاد زندگی کردن است.

6- چون اخبار دائما غمگین و ناراحت کننده هستند.

7- چون جامعه پر از غم و ناراحتی شده است.

8- چون از کودکی یاد گرفته ام ناراحت باشم.

9- چون شاد زندگی کردن را یاد نگرفته ام.

10- چون تا می خواهم خوشحال باشم، اطرافیانم باعث ناراحتیم می شوند.

11- ممکن است دوستان، آشنایان، اشخاص در محل کار،

نزدیک ترین شخص به ما، عشقمان، همسرمان و… باعث ناراحتی ما شوند.

12- چون اگر شاد باشم خانواده ام به من مشکوک می شوند.

 

چرا همش می گوییم خانواده و اطرافیان!!

13- گاهی به دروغ غم و غصه ام را نشان می دهم که خوانواده ام بیشتر هوایم را داشته باشند.

14- بحث این است که ما همیشه خودمان را یک بازنده می بینیم.

15- ناراحتم چون اطرافیانم این طور می پسندند!

16- اطرافیان ما گاهی اوقات دوست دارند که ما غمگین باشیم.

17- چون حسود هستند و چشم ندارند ببینند که ما شاد هستیم.

18- اینکه می خواهیم زندگی خوبی داشته باشیم و راحت زندگی کنیم آن ها را ناراحت می کند.

19- چون از کودکی دیده ایم که هر وقت احوال خانواده را پرسیدیم، از غم، بدبختی و بیچارگی، بی پولی، بدهکاری، قرض و وام صحبت کرده اند.

20- چون همیشه از سمت خانواده تحت فشار بوده اید و آن ها همیشه با صدای بلند با شما صحبت کرده اند.

21- چون همیشه جمعی که غیبت می کنند وجود دارد و این جمع ها در افکار من تاثیر گذار هستند.

22- چون ناراحتی باعث نشستن و حرکت نکردن می شود و این کار خیلی آسان تر است تا به موفقیت برسیم.

23- تنبلی راحت تر از حرکت کردن است.

24- چون خجالت می کشم که شاد بودن خودم را نشان دهم.

 

بررسی نکات بالا

دوستان، این ها حدود 24 مورد بود و همه آن ها صد در صد غلط هستند.

ما نمی گوییم پنجاه درصد درست است که قبول کنیم.

که جامعه ما این طور است، کشور ما این طور است،

هیچ عاملی باعث توقف ما و پیشرفت ما نمی شود.

فقط خود ما عامل اصلی هستیم.

 

این سفر درونی، یکی از بزرگترین سفرها در طول زندگی و تاریخ زندگی هنری شما خواهد بود و پاسخ تمام سوالات صد در صد غلط است.

در پناه خداوند یکتا، هنرمندانه زندگی کنید.

فعلا خدا نگهدار

علی خلیلی فر

23 فروردین 99

دیدگاهتان را بنویسید